تبليغاتX
مدیریت عمومی

مدیریت عمومی

در این وبلاگ به بحث و گفتگو و ارائه مطالب پیرامون مدیریت عمومی خواهیم پرداخت

3- مکاتب مدیریتی (3-5 ماکس وبر و بوروکراسی)

 

3- مکاتب مدیریتی (3-5 ماکس وبر و بوروکراسی)

با سلام

پس از مدتی دوباره فرصتی شد تا ادامه سلسله مطالب مدیریتی خود را بنویسیم و وبلاگ را به روز کنیم اما در این فرصت از تمامی دوستانی که از وبلاگ بازدید میکنند (که این روزها تقریبا امار خوبی داریم) دعوت میشود در قسمت نظرات هر گونه نظر و عقیده خود پیرامون وبلاگ اعم از مطالب - سبک نوشتاری - سوالات در مورد مطالب - قالب و چیدمان وبلاگ - نویسنده - وضعیت به روز رسانی - وضعیت جستجو - سطح و پیوستگی مطالب و .... و کلا هر مطلبی که بشود در رابطه با وبلاگ طرح کرد را در قسمت نظرات عنوان نمایید . همچنین از دوستانی که جهت برنامه ریزی می ایند نیز درخواست میشود وضعیت خود را همانطور که در پست مربوطه قرار دارد در قسمت نظرات یا ایمیل وبلاگ عنوان نمایند و از دوستانی که قبلا براشون برنامه ریزی شده اگه تا حالا طبق برنامه پیش رفتند با توجه به نزدیکی زمان کنکور میتوانند وضعیت خود را اعلام کنند تا در صورت نیاز بهینه سازی برنامه انجام شود و یا پیش بینی از وضعیت نهایی انجام گیرد . به هر حال در انتها از تمامی بازدیدکنندگان دعوت میشود نظرات خود در هر زمینه را اعلام کنند . با تشکر

و اما در ادامه سلسله مطالب مدیریتی میرسیم به سومین و اخرین بخش از مکاتب کلاسیک یا سنتی که با مدیریت علمی تیلور اغاز و با علوم اداره فایول به پیش رفت و اکنون در اخرین بخش میخواهیم نظریات بوروکراسی (چیزی که در ایران اشتباه تعبیر شده و اغلب به عنوان موضوعی منفی تلقی و استفاده می گردد در حالیکه همانطور که خواهید دید بوروکراسی نمادی ایده ال از سازمان بود که در ادامه به چنین وضعیت منفی رسید که حتی منجر به مرگ بوروکراسی طبق گفته برخی کارشناسان و تولد ادهوکراسی و سایر روشها که در اینده خواهیم گفت شد) که ساخته و ارائه شده توسط ماکس وبر میباشد رو توضیح دهیم :

تیلور و فایول عمدتا به مسائل عملی مدیریت و کارایی در کسب اهداف توجه داشتند در حالیکه ماکس وبر بر این مسئله اساسی تر معطوف بود که چگونه میتوان ساختار سازمانها را به طور مناسبی طراحی کرد.ماکس وبر، جامعه شناس روشنفکر آلمانی، بیشتر آثار خود را در اواخر قرن نوزدهم میلادی منتشر کرد؛ با وجود این تا سال 1920 که آثارش به زبانهای دیگر ترجمه شد، ناشناخته ماند. نظریه های وبر عمدتاً حالتی توصیفی داشت. وی به این مسئله اساسی که چگونه می توان ساختار سازمانها را به طور مناسبی طراحی کرد توجه داشت.افکار و نظریه های وبر، تأثیر عمده ای بر رشته های مدیریت و جامعه شناسی سازمانها داشت. این افکار تا حدودی در واکنش نسبت به تلقی او از کاستیهای سازمانهای عصر خودش، شکل گرفت. دولت وقت آلمان، موضوع ویژه مورد مطالعه وبر بود. وی بر این باور بود که افراد به دلیل موقعیت اجتماعی خاص و وجهه و اعتبارشان اقتدار می یابند و در منصبهای اصلی و مهم ساختار اجتماعی آلمان قرار می گیرند، نه به دلیل توانائیها و شایستگیهایشان؛ به همین دلیل مدعی بود که سازمانها با همه ظرفیت و توان خود کار نمی کنند؛ بنابر این باید شکل جدیدی از سازمان را طراحی کرد که به حل این مسأله کمک کند.

در عمق تفکر وبر، مفهوم بوروکراسی قرار دارد؛ یعنی شکل سازمانی مطلوبی که به طور منطقی طراحی گردد، بسیار کارآ باشد، از اصول منطق و نظم پیروی کند، و بر مبنای اختیار مشروع بنا نهاده شود. از جمله ویژگیهای خاص بوروکراسی وبر می توان به موارد ذیل اشاره کرد:

1.  تقسیم کار روشن- مشاغل بخوبی تعریف می شوند و کارکنان در انجام آنها بسیار مهارت می یابند.

2.  سلسله مراتب اختیارات روشن- اختیار و مسئولیت برای هر منصب بخوبی تعریف می شود و هر مقامی به مقام بالاتر از خود، گزارش می دهد.

3.  قواعد و رویه های رسمی- دستورالعملهای مکتوب، رفتار و تصمیمها را هدایت می کند و سوابق پرونده ها به طور مکتوب نگهداری می گردد.

4.  برخورد غیر شخصی- قواعد و رویه ها به طور یکسان و بدون استثناء در مورد همه رعایت می شود و با هیچ کس برخورد ویژه صورت نمی پذیرد.

5.  مسیر ترقی مبتنی بر شایستگی- انتخاب و ارتقاأ کارکنان بر مبنای توانائی و عملکرد آنان صورت می پذیرد.

وبر بر این باور بود که سازمانها در حالت بوروکراسی بهتر عمل می کنند و از منابع نیز به طور کارآ استفاده می شود و عدالت و انصاف در برخورد با کارکنان و ارباب رجوع رعایت می گردد. وبر بر این باور بود که سازمان اداری کاملاً بوروکراتیک، از دید صرفاً فنی، سازمانی است که توان رسیدن به بالاترین سطح کارآیی را دارد و از نظر دقت، ثبات، رعایت انضباط، و قابلیت اعتماد بر هر نوع دیگری از سازمان، برتری دارد؛ در واقع بوروکراسی قابلیت پیش بینی رفتار افراد و سازمان را افزایش می دهد و هم از حیث کارآیی زیاد و هم از حیث قلمرو عملیات بر انواع دیگر سازمان برتری دارد و به طور رسمی، برای انجام هرگونه کار اداری قابل استفاده است.

دیدیم که سازمانی که وبر طراحی کرده بود دارای قاعده و رویه های مناسب و خوبی بود که میخواست جلوی ناراستی ها را گرفته و سازمانهایی ایده ال و کارا طراحی کند ولی در عمل چقدر این ایده به دست امد موضوعی دیگر است که در مطالبی دیگر گفته خواهد شد

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم آذر 1388ساعت 22:44  توسط مدیر  | 

3- مکاتب مدیریتی (3-4 اصول علم اداره )

 3- مکاتب مدیریتی (3-4 اصول علم اداره )

با سلام

در ادامه سلسله مطالب مدیریتی خود و در بیان مکاتب و نظریات مدیرتی به دومین بخش از اولین گروه یعنی کلاسیکها می پردازیم . در اولین بخش دیدید که تیلور به عنوان پدر مدیریت علمی و اولین نظریه کلاسیکها را به وجود اورد و اینک بعد از او به هنری فایول دومین نظریه پرداز این گروه می پردازیم :

هنري فايول ( 1925 – 1841 )

هنري فايول يك مهندس معدن فرانسوي بود كه بطور مستقل از جنبش مديريت علمي آمريكايي ، يك تئوري عمومي دربارة مديريت بازرگاني ارائه نمود. قابل توجه ترين اثروي،كتابي تحت عنوان (( مديريت عمومي وصنعتي )) بود كه در سال 1925 منتشر گرديد . فايول در اين كتاب تلاش نمود به طبقه بندي وظايف مديريت بپردازد . فايول برخلاف تيلور و پيروانش در مديريت علمي ، پيش از آنكه به مديريت فرايندهاي منفرد بپردازد ، بر وظايف مديران ارشد تأكيد نموده است . ايده هاي فايول انعطاف پذيرتر از تيلور بوده و نگرش وي به مديريت داراي جذابيت خاصي مي باشد .

فايول در 29جولاي سال 1841 در گالاتا محلي در حومة كانستنتينوپل به دنيا آمد . پدرش يك مهندس بود كه به منظور ايجاد يك شركت ذوب آهن براي ريخته گري لوله هاي توپ به تركيه نقل مكان كرده بود و بعدها بعنوان سرپرست يك پروژه فرانسوي جهت ساخت پلي بر روي گلدن هورن ميان كانستنتينوپل و گالاتا ، منصوب گرديد . در سال 1847 خانوادة فايول به فرانسه بازگشتند و او تحصيلات خود را در مدارس والنس و ليون و سپس دانشكدة معدن در سنت اتين به انجام رساند . فايول بلافاصله پس از تحصيلاتش در سن 19 سالگي به استخدام شركت استخراج معدن بواژو رامبورگ درآمد ، و توسط استفان موني ، مدير معدن كامنتري جذب شد . هنگاميكه موني شريك عمدة بواژو رامبورگ گرديد و به پاريس بازگشت ، فايول به سمت مديريت معدن كامنتري برگزيده شد .

موني رهبري پويا بود كه جلوتر از زمان خود پيش مي رفت . وي شركت بواژو رامبورگ را از يك شركت سهامي خاص به شركت سهامي عام تبديل نمود و نام آنرا به كامنتري – فوقشا مبالت تغيير داد و به توسعه آن پرداخت .

ولي با مرگ موني در سال 1884 شركت به دستان يكي از مالكين بنام آناتول لو برون سسوال سپرده شد . در همان ايام بحران شديدي بر صنايع آهن و فولاد حكمفرما بود و لذا سسوال نتوانست بصورت مؤثري به ادارة شركت بپردازد . در سال 1888 شركت در مرز ورشكستگي قرار گرفت و تنها واحد شركت كه عملكردخوبي داشت ، معدن كامنتري بود.سرانجام هنگاميكه سسوال

از سمت خود بركنار گرديد ، هيئت مديره ، فايول را به مدير عاملي برگزيد . از آنجا كه وي در ابتدا به عضويت هيئت مديره منصوب نگرديد ، لذا مدير عاملي او موقتي به نظر مي رسيد ولي هيئت مديره ، وي را فراتر از مدير يك واحد و سزاوار مديريت عاملي مي دانست .

اگر خوب دقت كنيم متوجه مي شويم كه نگراني هيئت مديره از انتصاب يك شخص 47 ساله كه هيچ تجربه اي در سطوح عالي مديريت نداشته و يا آموزشي در اين زمينه نديده است به سمت رياست يك شركت بزرگ ، بي مورد نمي باشد ولي فايول ثابت كرد نسبت به وظايفي كه بر عهده اش گذاشته شده است زياد هم نامأنوس نبوده و همانطور كه خودش بعدها گفت ، او مدير بهتري بود تا يك مهندس . اولين اقدام فايول ، ايجاد يك بنيه مالي براي شركت بود كه بدين منظور به جستجوي منابع مالي در مناطق مختلف پرداخت و تعدادي از شركتهاي كوچك كه در زمينه استخراج معدن و ريخته گري و فلزات فعاليت داشتند را ادغام نمود و اين روند در سال 1892 با به مالكيت درآوردن ماشين آلات نورد آهن و فولاد شركت دكازويل به نقطة اوج خود رسيد و شركت از آن پس نام خود را به شركت كامنتري ، فوقشا مبالت ، و دكازويل تغيير داد .

اين شركت در سال 1900 يكي از بزرگترين توليد كنندگان آهن و فولاد در فرانسه بود و يك صنعت ملي و حياتي براي اين كشور به شمار مي آمد بويژه از آنجا كه در توسعه و نوسازي تسليحات ارتش فرانسه در سالهاي قبل از جنگ جهاني اول نقش اساسي داشت . سرانجام هيئت مديره ، فايول را براي عضويت در هيئت مديره شركتي كه دوازده سال مديريت آنرا بر عهده داشت پذيرفت . در طول دو دهة بعد ، فايول به رهبري شركتي كه ديگر به شكوفايي و ثروت رسيده بود ادامه داد و بعلاوه بسيار علاقه مندبه مسائل مديريتي گرديد بويژه بررسي وجود اصول كلي براي مديريت، بگونه اي كه بتوان آنها را در هيئت مديره بكار برد . تجارب وي و مشاهداتش از كارهاي ديگران نشان داد كه چنين اصولي را مي توان ايجاد نمود و علاوه بر آن مي توان وظايف و فعاليت هاي مديريت را در قالب استانداردهاي مختلف طبقه بندي نمود . ساساكي اشاره مي كند كه فايول به شدت تحت تأثير فلسفه مثبت گرايي آگوست كامت و كلود برنارد قرار گرفته بود . فلسفه اي كه در آن از حقايق جمع آوري شده از طريق مشاهده و تجربه ، بطور مستقيم و با دقت استنتاج صورت مي گيرد .

فايول نظرات خود را ابتدا در مقاله اي در كنگرة انجمن صنايع معدني در سال 1908 ارائه نمود كه منجر به معطوف شدن نگاهها به وي در فرانسه گرديد . در طول هفت سال بعد فايول به تكميل نظريه خود ادامه داد و سرانجام در سال 1915 آنرا در مقاله اي در يك مجله فرانسوي مرتبط به معدن تحت عنوان ((مديريت عمومي و صنعتي )) منتشر نمود و در سال 1925 آنرا در قالب يك كتاب به همين عنوان منتشر كرد . اين مقاله باعث گرديد فايول به رهبر ملي در زمينه مديريت در فرانسه تبديل گردد و يك مكتب فكري بنام فايوليسم شروع به رشد نمود كه مخالف مكتب تيلوريست با ايده هاي آمريكايي دربارة مديريت علمي بود كه در سالهاي بعد از 1905 توسط يك شيميدان به نام هنري لو شاتليق و يك معمار بنام چارلز دو فقمينويل به فرانسه آورده شده بود . فايول پس از بازنشستگي از سمت مديريت عاملي شركت كامنتري – فوقشا مبالت – دكازويل به مشاوره تمام وقت پرداخت و پس از جنگ جهاني اول با دولت بلژيك همكاري نمود و پس از آن به دولت فرانسه در زمينه سازماندهي مجدد وزارت پست ، تلگراف و تلفن كمك نمود .

در سال 1919 فايول يك مركز مديريت اداري جهت ترويج تئوريهاي خود در زمينه مديريت ايجاد نمود . در همان سالها لوشاتليق و فقمينويل نيز يك ساختار مشابه (كنفرانس فرانسوي در زمينة مديريت علمي ) ايجاد كرده بودند . زمان زيادي نگذشته بود كه يك تقابل رقابتي شديد ميان دو مكتب فكري درگرفت . سرانجام در دومين كنفرانس بين المللي مديريت كه در سال 1925 در بروكسل تشكيل گرديد ، فايول پس از انجام مذاكراتي با فقمينويل اعلام نمود كه تضادي ميان عقايدش با نظرات تيلور وجود ندارد و دو سازمان رضايت به ادغام با يكديگر به سرپرستي فقمينويل داده اند . از آنجا كه اغلب اختلافاتي كه ميان طرفداران فايول و لوشاتليق و فقمينويل وجود داشت شخصي و مليتي بود بگونه اي كه طرفداران تيلوريسم آمريكايي از مليت خودحمايت مينمودند، لذا مي توان گفت اظهارات فايول مبني بر اينكه هيچ تضاد اساسي ميان عقايدش با نظريات تيلور و جود ندارد ، صحيح مي باشد .

فايول در 19 نوامبر سال 1925 در منزل خود در پاريس درگذشت .

او در كتاب مديريت عمومي و صنعتي توضيحات خود را با بيان اين مطلب آغاز نمود كه ويژگي همة سازمانها و مشاغل صرف نظر از نوع ، توسط شش نوع فعاليت مشخص مي شود :

توليد ، بازرگاني ( فروش / بازاريابي ) ، مالي ، امنيت ، حسابداري ، و مديريت و امور اداري . با رشد و توسعه سازمانها ، اهميت مديريت افزايش يافته وكنترل و ايجاد هماهنگي ميان پنج عنصر ديگرنيز ضرورت مي يابد . بر اين اساس ، فايول وظايف مديريت را اساساً به پنج عنصر و بعدها به هفت عنصر طبقه بندي نمود كه بصورت اختصاري POSDCORB ناميده مي شوند و عبارتست از :

برنامه ريزي (Planning ) ، سازماندهي ( Organising ) ،كارگزيني ( Staffing ) ، هدايت ( Directing ) ، هماهنگي ( Co_ Ordinating ) ، گزارش دهي ( Reporting ) و بودجه بندي ( Budgeting ) .

به نظر فايول هر مديري صرف نظر از نوع كار ، در انجام همة اين وظايف درگير مي شود، منتهي ميزان آن متفاوت خواهد بود .مفهوم POSDCORB نه فقط به منظور ايجاد منافع مالي ، بلكه تا حدودي در جهت واكنش به پيتر دراكر كه در دهه هاي 1950 و 1960 سعي در اصلاح وظايف مديريت در قالب چند رويه اصلي نظير نو آوري و بازاريابي نمود ، توسعه و گسترش يافت ولي از آنجا كه تصور اينكه يك مدير حتي امروزه درگير حداقل چند عنصر از عناصر هفتگانه POSDCORB نباشد مشكل است ، لذا مفهوم POSDCORB كارايي خود را از دست نداده و بخوبي كار ميكند . گرچه ميان نيازهاي مديران در سطوح و سازمانهاي مختلف تفاوت وجود دارد ، ولي اين تفاوت بيشتر در ميزان هر يك از عناصر مي باشد و نه در نوع عناصر . يك راه آسان براي آزمايش اعتبار مفهوم POSDCORB اين است كه يك يا چند عنصر آنرا از دامنة مسئوليتهاي مدير حذف نماييم و آنگاه ميزان افزايش عدم اطمينان آن مدير مورد بررسي قرار گيرد . جالب است توجه داشته باشيم كه گرچهPOSDCORB همچنان باقي مانده است و اعتبار دارد ، ولي اصول چهارده گانة مشهور فايول دربارة مديريت، ديگر اعتبار خود را از دست داده است . اصول چهارده گانه مذكور بطور خلاصه عبارتست از :

۱- تقسيم كار ، بگونه اي كه هركاري به حداكثر كارايي خود برسد .
۲- تعيين اختيارات .
۳- نظم .
۴- وحدت فرماندهي ، بطوريكه يك مرئوس به بيش از يك رئيس گزارش نكند .
۵- وحدت رويه و اعمال تمامي كنترل ها از يك منبع .
۶- مرتبط نمودن علائق فردي به علائق سازماني .
۷- توزيع عادلانه پاداش براي همه ( اگرچه فايول علاقه اي به تسهيم مزايا نداشت ) .
۸- تمركز كنترل و قدرت .
۹- سلسله مراتب معين ، بگونه اي كه هر كارمندي از موقعيت و وظايف خود در سازمان مطلع باشد .
۱۰- آگاهي از مقاصد و اهداف .
۱۱- تساوي و عدالت در تعاملات ميان كاركنان و مديران .
۱۲- ثبات شغل و موقعيت جهت حصول اطمينان از حداقل گردش شغلي كاركنان و مديران .
۱۳- توسعه نبوغ و ابتكار فردي .
۱۴- ايجاد روحيه صميميت و دلگرمي جمعي و حفظ روحيه كاركنان و مديريت .
اين اصول چهارده گانه ، به ويژه تقسيم كار و تمركز قدرت و سلسله مراتب معين ، تا حدود زيادي مربوط به زمان خود در هفتاد سال گذشته بوده و امروزه كاربرد چنداني ندارد . ثبات شغل و موقعيت نيز بيشتر به خاطره تبديل شده است . ولي برخي از اصول مذكور نظير وحدت رويه ، آگاهي از مقاصد و اهداف و تساوي و عدالت ، هنوز به قوت خود باقي است . امروزه مشكل در اين است كه چگونه مي توان فايوليسم را با موضوعاتي كه امروزه كاربرد دارند مرتبط نمود و آن قسمت هايي را كه ديگر كاربردي ندارند حذف نمود .
در پايان توجه به اين نكته لازم است كه نبايد فراموش كنيم فايول يك تئوريسين دانشگاهي نبود بلكه يك مدير مجرب با سوابق طولاني در مديريت بود كه تحت شرايط متفاوت موفق بوده است

از سایت زندگی برجستگان و شخصیت های علمی :

http://www.bluesheen.com/Henri%20%20Fayol.html

و اما صاحب نظر دیگری که به مکتب علم اداره کمک کرد مری پارکر فالت بود. در سال ۱۹۳۳ میلادی در مراسم بزرگداشتی که پس از مرگ وی بر پا شده بود از او به عنوان یکی از مهمترین زنان صاحبنظر امریکا در زمینه جامعه شناسی و علوم اجتماعی یاد شد

در نوشته های فالت در مورد سازمانها جلوه هایی از اهتمام به شناخت گروهها و تعهد عمیق وی به همکاری انسانی در سازمان مشاهده میشود. از دیدگاه او گروهها ساز و کارهایی برای ترکیب تواناییها و استعدادهای افراد گوناگون جهت ارائه خدمت بهتر تلقی میشود وی سازمانها را به مثابه جوامع کوچکی در نظر میگرفت که مدیران و کارکنان باید به طور هماهنگ در انها کار کنند. بدون اینکه یکی بر دیگری سلطه داشته باشد. همچنین انها باید بتوانند از طریق گفتگو و حل واقعی اختلافات تضادهایشان را از میان بردارند. فالت وظیفه مدیران را کمک به افراد در سازمان به منظور همکاری در جهت کسب تلفیقی از منافع می دانست. فالت بر این باور بود که اگر هر یک از کارکنان را مالک بخشی از شرکت کنیم احساس مسئولیت جمعی ایجاد و تقویت خواهد شد. امروزه نیز این موضوع تحت عناوینی چون (برنامه های مالکیت کارمند) و (سهیم کردن کارکنان در سود و درامد) مورد بحث قرار میگیرد. فالت معتقد بود که اشتغال به کار نوعی خدمت است بنابراین همواره باید سودهای شخصی را در ارتباط با حسن نیت و رضایت عامه مردم در نظر گرفت. این مباحث نیز امروزه تحت عنوان (اخلاق در مدیریت) و (مسئولیت اجتماعی سازمان) پیگیری میشود.

بدین ترتیب بخش دوم از اولین گروه مکاتب مدیریتی یعنی اصول علم اداره را که بنیان بسیاری از مدیریتهای امروزه بر ان استوار است را با هم شناختیم و در مطالب اتی سایر نظریات را ادامه خواهیم داد

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم آبان 1388ساعت 0:0  توسط مدیر  | 

3- مکاتب مدیریتی (3-3 مدیریت علمی و فردریک تایلور)

 

3- مکاتب مدیریتی (3-3 مدیریت علمی و فردریک تایلور)

سلام

در ادامه سلسله مطالب و مکاتب و سبکهای مدیریت میرسیم به اولین بخش از اولین مکتب یعنی مدیریت کلاسیک یا رهیافت سنتی . همانطور که در مطلب قبلی و تصویر مربوط و مطالب دیدید اولین سبک رسمی مدیریت کلاسیکها یا مکتب سنتی بود که خود به سه گروه مدیریت علمی - علم اداره و بوروکراسی تقسیم شده است به طور کلی رهیافتهای سنتی بر این فرض مبتنی است که افراد با انگیزه های مادی به کار می پردازند و فرصتهای فراهم شده برای خود را به طور منطقی بررسی مینمایند و برای به حداکثر رساندن منافع شخصی خود دست به هر کاری میزنند که در این مطلب به اولین گروه یعنی مدیریت علمی میپردازیم :

فردریک تیلور

در دهه 1880 میلادی فردریک تیلور مطالعات خود را در زمینه زمانسنجی و حرکت سنجی، به مثابه راهی برای تعریف و بهینه سازی "واحدهای مستقل نیروی کار تخصصی" آغاز کزد. مشهورترین تجربه آغازین وی با جابه جایی مواد در کارخانه ذوب آهن سر و کار داشت که توسط افراد و به وسیله بیل انجام می شد. تیلور با بررسی این فعالیتها دو نتیجه ذیل را بدست آورد:

1. اگر برای حمل مواد، در کنار هر توده سنگ آهن، ذغال سنگ، یا گدازه (تفاله) آهن یک نفر قرار بگیرد، کارآیی افزایش می یابد (در مقایسه با هنگامی که یک نفر بخواهد همه آنها را بتنهایی جا به جا کند)؛ البته به شرط آن که محوطه کارخانه به اندازه کافی بزرک باشد تا همه افراد بتوانند همزمان مشغول به کار باشند.

2. استفاده از بیلهایی با اندازه های متفاوت، فراخور جا به جایی انواع توده های مواد، کارآیی را افزایش می دهد؛ به این ترتیب که از بیلهای کوچک برای جا به جایی سنگ آهن سنگین استفاده شود (به گونه ای که افراد دیرتر خسته شوند) و از بیلهای بزرگ برای جا به جایی گدازه های سبکتر استفاده گردد (به گونه ای که بتوان مواد بیشتری را با حرکت جابخ جا کرد)؛ البته این کار تا زمانی مقرون به صرفه خواهد بود که قیمت بیل به اندازه کافی ارزان باشد؛ یعنی در مجموع از قیمت نیروی کار قابل صرفه جویی در جا به جایی مواد، به ازاء هر نفر در روز، کمتر باشد.

هر دو یافته تیلور، بر اهمیت تلاش برای یادگیری و جایگزینی فن آوری صحه می گذارند.

تیلور در سال 1911 میلادی کتاب اصول مدیریت علمی را منتشر ساخت. وی در این کتاب متذکر می گردد که "بهتر آن است که هدف اصلی مدیریت، به حداکثر رساندن کامیابی کارفرما و کارمند باشد". تیلور که "پدر مدیریت علمی" نیز نامیده می شود، بر این باور بود که بسیاری از کارکنان هم عصرش، کمتر از ظرفیت واقعی خود کار می کنند. او تصور می کرد که این مسئله با اتخاذ رهیافتی منظم، مبتنی بر هدایت و حمایت کارکنان توسط سرپرستان و ارضاء نیازها و انگیزه های پولی کارکنان قابل حل است. تیلور چهار اصل ذیل را به عنوان "اصول مدیریت علمی" پیشنهاد کرد:

1-  مدیریت باید علمی باشد. در این اصل روش علمی جانشین روش تجربه و خطا می گردد. تیلور معتقد بود که با مطالعه علمی کار باید کوشید بهترین روش انجام کار را پیدا و به صورت دستورالعمل به کارکنان ابلاغ کرد. مطالعه علمی کار، شامل حرکت سنجی و زمان سنجی و تعیین استانداردهای تولید و کارکرد بر اساس آن است.

2-  انتخاب کارکنان باید اساس علمی داشته باشد. با استفاده از روشها و فنون علمی افرادی باید برای کار انتخاب شوند که مهارت و توانائیهای لازم برای انجام مؤثر و موفقیت آمیز آن را داشته باشند.

3-     آموزش و تربیت کارکنان باید جنبه علمی داشته باشد.

4-  روابط نزدیک و دوستانه و روحیه همکاری باید بین مدیریت و کارکنان وجود داشته باشد.با توجه به این اصل کار و مسئولیت باید به طور مساوی میان مدیران و کارکنان تقسیم شود. برنامه ریزی و کارهای فکری را مدیران و کارهای جسمی را کارکنان انجام دهند.

تیلور کوشید تا با استفاده از فنون علمی، بهره وری افراد در کار را بهبود بخشد. با اعمال این چهار اصل در کارخانه فولاد بتلهم، تیلور توانست با همان وسایل و تجهیزات قبلی بازده کار یک کارگر را از 5/12 تن آهن در روز به 5/42 تن افزایش دهد. اعمال این اصول در بخشهای دیگر کارخانه بتلهم نیز به کاهش زیاد هزینه ها و افزایش چشمگیر تولید و کارآیی منجر گردید. نتایج علمی بیشتر تلاشهای تیلور را می توان در بسیاری از محیط های مدیریتی امروز مشاهده کرد.

لازم به ذکر است که تیلور نسبت به جنبه های اجتماعی کار دیدگاه منفی داشته است. زیرا اصولاً کار گروهی را مفید نمی دانست و معتقد بود هر وقت کارکنان به طور گروهی کار می کنند، کارآیی هر یک از آنها به سطح ضعیف ترین عضو گروه تنزل پیدا می کند.

تیلور بر ضرورت علمی کردن فعالیتهای هر شغل و تدوین قوانین حرکت برای انجام آن تأکید داشت. حرکت سنجی بر تجزیه فعالیتهای یک شغل یا کار و کاهش حرکتهای جسمانی آن تا حد حرکتهای ضروری و اساسی دلالت دارد. دو نفر از افراد معاصر تیلور، یعنی فرانک و لیلیان گیلبرت به منزله پیشگامان مطالعه حرکت سنجی در یکی از بررسیهای مشهور خود توانستند تعداد حرکاتی را که کارگران ساختمان، هنگام بنایی انجام می دادند، کاهش دهند و بهره وری آنان را سه برابر کنند. کار گیلبرت ها به منزله مبنایی برای پیشرفتهای بعدی در زمینه ساده سازی کار، استاندارد کردن کارها و تدوین برنامه های پاداش کارانه مدنظر قرار گرفت که همه این فنون، هنوز هم در محیطهای کاری به کار می روند.

در واقع، شکل گیری مدیریت منابع انسانی به عنوان یک وظیفه حرفه ای – تخصصی عمدتاً ناشی از اصول و مفاهیمی است که برای اولین بار با به وجود آمدن نهضت مدیریت علمی مطرح گردید.

اگر چه از تیلور و گیلبرت به عنوان پیشگامان نهضت مدیریت علمی نام برده می شود، ولی بسیاری از اصولی که تیلور در این زمینه پیشنهاد کرد، عملاً یک قرن پیش از آن، در کارخانه ای واقع در برمینگهام انگلیس که جیمز وات و متیو بولتون آن را اداره می کردند، اجرا می گردید.

منابع:

مدیریت منابع انسانی- دکتر اسفندیار سعادت- انتشارات سمت

مبانی سازمان و مدیریت- دکتر علی رضائیان- انتشارات سمت

البته منابع این نوشته این کتابها میباشد که ذکر شده است ولی با توجه به اینکه بنده میخواستم تایپ کنم که مشاهده کردم وبلاگی دیگر این کار رو کرده لازم میباشد به ایشان نیز اشاره کرده و تشکر نمایم که باعث شد بنده فقط از انجا کپی کنم :

http://www.topmanagement.blogfa.com/post-25.aspx

اینم از مطلب امروز بود که در ادامه سلسله مطالب مدیریتی بهش اشاره شد دوستانی هم که تا حالا براشون در مورد کنکور برنامه ریزی شده با توجه به گذشت نزدیک به یک ماه اگه گزارشی از نحوه مطالعه و پیشرفت برنامه خود بدهند بهتر میباشد و در صورت نیاز برنامه تغیر و بهبود داده میشود

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم آبان 1388ساعت 1:2  توسط مدیر  | 

3- مکاتب مدیریتی (3-2 انواع مکاتب مدیریت)

3- مکاتب مدیریتی (۳-۲ انواع مکاتب مدیریت)

با سلام

در ادامه سلسله مطالب و درباره مکاتب مدیریتی باید مکاتب و نظریه های مدیریتی را که تا کنون وجود داشته اند را توضیح دهیم . در این راستا و با توجه به مطلب قبلی که در ان نقاط مهم و تغیراتی که باعث بروز علم مدیریت شده است را توضیح دادیم که تا قبل از ۱۹۰۰ تقریبا مطالب مدون و مکتوبی پیرامون علم مدیریت وجود نداشت جز برخی افراد و تحقیقات و مطالب مهم همچون ثروت ملل اسمیت و برخی دیگر ولی از اواخر ۱۸۰۰ و اوایل ۱۹۰۰ علم مدیریت وارد دور جدیدی از تاریخ خود شد که ما دوران رسمی علم مدیریت را از این به بعد در نظر گرفته و مطالعات و مکاتبی که تا کنون رخ داده است را در این مدت به ۴ مکتب مهم تقسیم بندی میکنیم که به ترتیب در زیر گفته و در مطالب بعدی توضیحات کامل انها را ارائه میکنیم :

در عکس نیز شاهد هستید که مکاتب مدیریتی به سه سبک تقسیم شده است که در اینجا بین نویسندگان علم مدیریت برخی این مکاتب را به سه سبکی که در عکس میبینید تقسیم کرده و برخی به چهار سبک تقسیم میکنند که علاوه بر سه سبک بالا سبک رهیافت کمی (علم مدیریت) نیز اضافه میباشد که جهت اشنایی دوستان بنده این نوع تقسیم بندی را توضیح داده و از سبک کمی نیز مختصر توضیحی خواهم داد

با مروری بر میراث به جا مانده از سیر تکوین نظریه های مدیریت میتوان چهار مجموعه عمده رهیافتهای ذیل را متمایز ساخت :

۱- رهیافتهای سنتی : که بر ارائه اصول جهانشمول برای کاربرد در وضعیتهای گوناگون تاکید دارند

۲- رهیافتهای منابع انسانی : که بر تامین نیازهای انسانی ایجاد گروه کاری و توجه به نقش عوامل اجتماعی در محیط کار تاکید دارند

۳- رهیافتهای کمی (علم مدیریت) : که بر اهمیت استفاده از فنون ریاضی برای حل مسائل مدیریتی تاکید دارند

۴- رهیافتهای سیستمی اقتضایی : که بر ضرورت اتخاذ دیدگاه سیستمی و تفکر اقتضایی در تحلیل مسائل مدیریتی تاکید دارند و تعهدات جاری نسبت به کیفیت و عملکرد عالی را مورد توجه قرار میدهند

در مطالب بعدی به توصیف کامل و بیشتر هر کدام از این مکاتب خواهیم پرداخت

+ نوشته شده در  شنبه دوم آبان 1388ساعت 0:31  توسط مدیر  | 

3- مکاتب مدیریتی (3-1 مقدمه)

با سلام

در ادامه سلسله مطالب مدیریتی و فصول مربوطه میرسیم به فصل سوم که مکاتب و مطالعات مختلف مدیریتی میباشد که تا کنون انجام شده است و مطالب موجود امروز را به دست ما رسانده است در این زمینه باید در ابتدا مطلبی کوتاه پیرامون تاریخچه علم مدیریت بگوییم:

3- مکاتب مدیریتی (3-1 مقدمه)

برخی از پژوهشگران سابقه مدیریت را به اغاز پیدایش انسان نسبت میدهند و بر این باور هستند که هنر مدیریت با شکل گیری نهاد خانواده مطرح شده است برخی نیز سابقه ان را تا دوران ۵۰۰۰ سال قبل از میلاد مسیح دنبال کرده اند یعنی هنگامی که سومریهای باستان به ثبت و ضبط و مکتوب کردن سوابق فعالیتهای اداری تجاری خود پرداختند برخی دیگر از زمینه های تاریخی مدیریت را میتوان با بررسی مواردی چون نقش مدیریت در بنای اهرام ثلاثه مصر - شیوه کنترل ارتباطات در امپراطوری روم و چهارچوب قانونی تجارت در ونیز قرن چهاردهم پی گرفت ناگفته نماند که ایرانیان و چینیها - المانیها و برخی دیگر از اقوام گذشته نیز بینشها و نگرشهای قابل تاملی در این زمینه داشتند ولی تحول عمده در مدیریت در جریان انقلاب صنعتی به وقوع پیوست .جهان در قرن هفدهم میلادی یعنی دوران خیزشهای اجتماعی امریکا (زمانی که سیزده مستعمره انگلستان از ان جدا شده و ایالات متحده را تشکیل دادند ) تحولات مهمی را سپری کرد . در این دوران بود که رشد سریع جمعیت هجمه عظیمی برای برپایی بازارهای مکاره و عرضه کالاهای مصرفی ایجاد کرد در همین دوران بود که با تسری روش تولید انبوه ادام اسمیت (مبنی بر تخصص گرایی در کارخانه سنجاق سازی) تحول عظیمی در بخش صنایع به وقوع پیوست

حال به اجمال سیر تاریخی تفکر مدیریت را نگاه میکنیم :

۵۰۰۰ قبل از میلاد : سومریها - تاکید بر ضرورت حفظ سوابق

۴۰۰۰ قبل از میلاد: مصریها - ساخت بناهای اهرام ثلاثه مصر

۴۰۰۰ قبل از میلاد: چینیها - ساخت دیوار ۱۵۰۰ مایلی چین

۲۶۰۰ قبل از میلاد: مصریها - استفاده از عدم تمرکز در سازماندهی

۲۰۰۰ قبل از میلاد: مصریها - تشخیص ضرورت استفاده از تقاضای مکتوب برای درخواست کارکنان و به کار گیری نیروهای مشاور و ستادی

۱۸۰۰ قبل از میلاد: حمورابی - استفاده از مستند سازی و اوردن شاهد برای کنترل - تعین حداقل دستمزد و تشخیص قابل تفویض نبودن مسئولیت

۱۴۹۱ قبل از میلاد: یهودیان - به کارگیری مفاهیم سازمان - خط فرماندهی و اصل استثنا در مدیریت

۵۰۰ قبل از میلاد: چینیها - تشخیص اصل تخصص گرایی

۵۰۰ قبل از میلاد: سان تزو - تشخیص ضرورت برنامه ریزی و هدایت و سازماندهی

۴۰۰ قبل از میلاد: کوروش - تشخیص ضرورت توجه به روابط انسانی و مطالعه حرکت سنجی . طراحی جا و مکان و مدیریت موارد

۴۰۰ قبل از میلاد: سقراط - توجه به جهان شمول بودن مدیریت

۳۵۰ قبل از میلاد: افلاطون - تشریح تخصص گرایی در جامعه

۳۳۶-۳۳۳ قبل از میلاد : اسکندر - استفاده از یک روش سازماندهی با استفاده از نیروهای ستادی در طول لشکرکشی

۱۷۵ قبل از میلاد: کاتو - استفاده از شرح شغل

۵۰ قبل از میلاد: وارو - استفاده از مختصات و شرایط احراز شغل

۹۰۰ میلادی : فارابی - تدوین مجموعه ای از صفات مشخص برای رهبر اثربخش

دهه ۱۷۵۰ میلادی : انگلیسیها - انقلاب صنعتی

۱۷۷۶ میلادی : ادام اسمیت - انتشار کتاب ثروت ملل و تاکید بر اهمیت تقسیم کار و تخصص گرایی

۱۸۸۲ میلادی : چارلز ببیج - اختراع نخستین ماشین حساب

۱۸۹۸ میلادی : مری پارکر فالت -  پیشگامی در تاکید بر مزایای مشارکت گروهی و ضرورت تفکر گرایی

۱۹۰۳میلادی : فردریک تیلور - انتشار کتاب مدیریت کارگاه

۱۹۱۱ میلادی: فردریک تیلور - انتشار کتاب اصول مدیریت علمی

۱۹۱۳ میلادی: هوگو مانستربرگ - انتشار کتاب روانشناسی و کارایی صنعتی

۱۹۱۶میلادی: هنری فایول - انتشار اثار متعدد در مورد اصول مدیریت

۱۸۶۴ الی ۱۹۲۰ میلادی : ماکس وبر - ارائه نظریه نقش فرد در سازمان و مدیریت اداری و مدل بوروکراسی

۱۹۲۷ میلادی : التون مایو و همکاران - پی ریزی جنبش روابط انسانی درمدیریت

۱۹۲۸ میلادی: لودویک ون برتالانفی - ارائه نظریه سیستمی

۱۹۳۶ میلادی: امریکا - پایه گذاری اکادمی مدیریت برای توسعه مطالعات مدیریتی

۱۹۳۸ میلادی: چستربارنارد - انتشار کتاب کارکردهای مدیر اجرایی و تحلیل هدایت یک سازمان با تاکید بر عدم ضرورت فرمانروایی از بالا به پایین

۱۹۳۸ تا ۱۹۴۵ میلادی : متفقین - استفاده از فنون تحقیق در عملیات در جنگ

۱۹۴۳ میلادی: ابراهام مازلو - ارائه نظریه سلسله مراتب نیازهای انسانی

۱۹۴۷میلادی: کرت لوین - ارائه مدل تغیر رفتار فرد

۱۹۵۰ میلادی : طرفداران مکتب روابط انسانی - ظهور مکتب روابط انسانی

۱۹۵۲ میلادی: ای بی ام - تولید و توزیع نخستین سیستم پردازش الکترونیکی داده ها

۱۹۵۴ میلادی: پیتردراکر - انتشار کتاب عمل مدیریت و ترویج نظریه مدیریت بر مبنای هدف

۱۹۵۷میلادی : کریس ارجریس - انتشار کتاب شخصیت و سازمان و بحث در مورد تضاد میان فرد و سیستم

۱۹۵۹ میلادی: فردریک هرزبرگ - ارائه نظریه دو ساحتی انگیزش

۱۹۶۰ میلادی: داگلاس مک گریگور - ارائه نظریه ایکس و ایگرگ در مورد مفروضات مدیران

۱۹۶۱ میلادی: رنسیس لیکرت - ارائه مدل سیستمهای رهبری با رهیافت اقتضایی

۱۹۶۴میلادی: رابرت بلیک و جین موتون - ارائه مدل سبک سنج مدیریت

۱۹۶۹میلادی: لارنس و لورش - انتشار کتاب سازمان و محیط و توسعه نظریه اقتضا

۱۹۷۰میلادی: جیمز یورک - مطالعاتی که مبنای نظریه اشوب قرار گرفت

دهه ۱۹۷۰ میلادی: نظریه پردازان اقتضایی - ارائه نظریه اقتضایی و تاکید بر مدیریت و رهبری بر مبنای مقتضیات

۱۹۷۱ میلادی: شرکت اینتل - تولید و توزیع ریزپردازنده تراشه کامپیوتر و توسعه کامپیوترهای شخصی

۱۹۷۴میلادی: رابرت جی .هونس و ترنس ارمیشل - ارائه نظریه رهبری مسیر -هدف

۱۹۸۰ میلادی: صاحبنظران مدیریت - توسعه رشته مدیریت در دو بخش عمده علوم رفتاری و مدیریت راهبردی و استراتژیک

۱۹۷۹ و ۱۹۸۰ میلادی: هنری مینتزبرگ - ارائه نظریه نقشها و الگوهای ساختار سازمانی

۱۹۸۱ میلادی: ویلیام اوشی و ژوزف ام جوران - ارائه نظریه z در مورد چگونگی استفاده از سبک مدیریت ژاپنی به وسیله مدیران امریکایی

۱۹۸۲میلادی: توماس پیترز و رابرت واترمن - ارائه نظریه کمال مدیریت

۱۹۸۵میلادی: مایکل پورتر - انتشار کتاب مزیت رقابتی و تشریح اصول اساسی و رقابتی در تعین استراتژی

۱۹۸۶میلادی: ادوارد دمینگ - انتشار کتاب خروج از بحران

۱۹۹۰ میلادی: پیتر سنج - انتشار کتاب معروف اصل پنجم که موجب شهرت نظریه یادگیری سازمانی شد

و ........................

این مطالب خلاصه ای بود از کتاب مبانی سازمان و مدیریت نوشته دکتر علی رضاییان که البته با توجه به فضای وبلاگ و مطالبی که در این وبلاگ با توجه به شرایط توضیح داده شده و توضیح خواهیم داد بنده مقداری از مطالب را خلاصه کردم تا زیاد طولانی نشود ولی به تمامی کسانی که مایل به یادگیری بیشتر در زمینه مدیریت میباشند توصیه میشود حداقل یکبار هم که شده است این کتاب را که توسط انتشارات سمت منتشر شده است را بخوانند . به زودی مطالب را ادامه خواهیم داد

 

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم مهر 1388ساعت 20:40  توسط مدیر  | 

با سلام

البته به زودی همانطور که گفتم مطالب فصول بعدی رو اغاز خواهم کرد ضمنا برنامه دوستان نیز در حال اماده شدن است که ارسال میکنم ولی در این فاصله و با توجه به غیبت چند روزه ای که داشتم یه مطلب از سایت دوست عزیز محمدكاظم كشورشاهي هدا میذارم تا کمی فضای وبلاگ عوض بشه و با حکایتی کوتاه کمی درباره مطالب مدیریتی بیاندیشیم:

حکایت پادشاه و همسران

برگرفته از سایت مدیریت : http://www.keshvarshahi.ir/

روزي ، روزگاري پادشاهي 4 همسر داشت . او عاشق و شيفته همسر چهارمش بود . با دقت و ظرافت خاصي با او رفتار ميکرد و او را با جامه هاي گران قيمت و فاخر ميآراست و به او از بهترينها هديه ميکرد.

همسر سومش را نيز بسيار دوست ميداشت و به خاطر داشتنش به پادشاه همسايه فخر فروشي ميکرد. اما هميشه ميترسيد که مبادا او را ترک کند و نزد ديگري رود. همسر دومش زني قابل اعتماد، مهربان، صبور و محتاط بود. هر گاه که اين پادشاه با مشکلي مواجه ميشد، فقط به او اعتماد ميکرد و او نيز همسرش را در اين مورد کمک ميکرد. همسر اول پادشاه، شريکي وفادار و صادق بود که سهم بزرگي در حفظ و نگهداري ثروت و حکومت همسرش داشت. او پادشاه را از صميم قلب دوست ميداشت، اما پادشاه به ندرت متوجه اين موضوع ميشد .
روزي پادشاه احساس بيماري کرد و خيلي زود دريافت که فرصت زيادي ندارد. او به زندگي پر تجملش مي انديشيد و در عجب بود و با خود ميگفت "من 4 همسر دارم ، اما الان که در حال مرگ هستم ، تنها مانده ام."
بنابراين به همسر چهارمش رجوع کرد و به او گفت" من از همه بيشتر عاشق تو بوده ام. تو را صاحب لباسهاي فاخر کرده ام و بيشترين توجه من نسبت به تو بوده است. اکنون من در حال مرگ هستم، آيا با من همراه ميشوي؟" او جواب داد "به هيچ وجه!" و در حالي که چيز ديگري ميگفت از کنار او گذشت. جوابش همچون کاردي در قلب پادشاه فرو رفت. پادشاه غمگين، از همسر سوم سئوال کرد و به او گفت "در تمام طول زندگي به تو عشق ورزيده ام، اما حالا در حال مرگ هستم. آيا تو با من همراه ميشوي؟" او جواب داد "نه، زندگي خيلي خوب است و من بعد از مرگ تو دوباره ازدواج خواهم کرد." قلب پادشاه فرو ريخت و بدنش سرد شد. بعد به سوي همسر دومش رفت و گفت "من هميشه براي کمک نزد تو مي آمدم و تو هميشه کنارم بودي. اکنون در حال مرگ هستم. آيا تو همراه من ميآيي؟ او گفت "متأسفم ، در اين مورد نميتوانم کمکي به تو بکنم، حداکثر کاري که بتوانم انجام دهم اين است که تا سر مزار همراهت بيايم". جواب او همچون گلوله اي از آتش پادشاه را ويران کرد. ناگهان صدايي او را خواند، "من با تو خواهم آمد، همراهت هستم، فرقي نميکند به کجا روي، با تو ميآيم." پادشاه نگاهي انداخت، همسر اولش بود ! او به علت عدم توجه پادشاه و سوء تغذيه، بسيار نحيف شده بود. پادشاه با اندوهي فراوان گفت: اي کاش زماني که فرصت بود به تو بيشتر توجه ميکردم .
در حقيقت، همه ما در زندگي كاري خويش 4 همسر داريم. همسر چهارم ما سازمان ما است. بدون توجه به اينکه تا چه حد برايش زمان و امکانات صرف کرده ايم و به او پرداخته ايم، هنگام ترك سازمان و يا محل خدمت، ما را تنها ميگذارد. همسر سوم ما، موقعيت ما است که بعد از ما به ديگران انتقال مي يابد. همسر دوم ما، همكاران هستند. فرقي نميکند چقدر با هم بوده ايم، بيشترين کاري که ميتوانند انجام دهند اين است که ما را تا محل بعدي همراهي کنند. همسر اول ما عملكرد ما است . اغلب به دنبال ثروت ، قدرت و خوشي از آن غفلت مينماييم. در صورتيکه تنها کسي است که همه جا همراهمان است .

همين حالا احيائش کنيد، بهبود سازيد و مراقبتش كنيد.

منبع :سایت علمی دانشجویان ایران

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم مهر 1388ساعت 3:57  توسط مدیر  | 

با سلام

بدین ترتیب فصل دوم مطالب نیز با عنوان علم مدیریت که در ۹ مطلب نوشته شد به پایان رسید که در ان دوستان با تعاریف - مهارتها - وظایف - انواع و سایر مطالب مربوط به این علم اشنا شدند . به زودی با مطالب فصول بعدی ادامه خواهیم داد فقط عرض کنم دوستانی که میان مطالب رو میخونند اگه میخوان کل مطالب دستشون بیاد باید برن از اول و ارشیو ها بخونند تا کلیه مطالب رو به ترتیب و درست حسابی بفهمند برای مثال در بخش اخر این فصل که درباره انواع مدیران و مدیران کارا و اثربخش صحبت شد اگر دوستانی مفهوم کارایی و اثربخشی را نمی دانند باید به مطالب فصل اول که به بررسی و تعریف کارایی و اثربخشی پرداخته شده است مراجعه کرده و از پایه مطالب را بخونند

ضمنا دوستانی که در مطالب برنامه ریزی خواستار بررسی وضعیت و برنامه ریزی شده و یا ایمیل وضعیت درسی ارسال میکنند نیز به زودی برنامه دریافت خواهند کرد ولی در صورت گذشت زمان بیش از چند روز یا در اخرین مطلب در نظرات یاداوری کنند یا ایمیلی دیگر ارسال کنند

با تشکر

+ نوشته شده در  جمعه سوم مهر 1388ساعت 20:35  توسط مدیر  | 

۲- علم مدیریت (۲-۹ تقسیم بندی مدیران در کارایی و اثربخشی)

با سلام

در ابتدای امر باید خدمت دوستان عزیز عرض کنم که ایمیل وبلاگ را تغیر داده و ایمیلی خاص برای دوستان تعین کردم تا کسانی که جهت ارتباط با این وبلاگ برای برنامه ریزی یا سایر موارد تماس میگیرند با این ایمیل که در محل ایمیل وبلاگ درج شده ارتباط برقرار کنند که ایمیلها در بین ایمیلهای شخصی قبلی گم نشود پس دوستان عزیز بعد از این در صورت تمایل به ارسال پیام به این ادرس پیام بفرستند البته کسانی هم که ادرس قبلی رو دارند و با ان ارتباط داشته باشند هیچ مشکلی نیست و ان ادرس نیز کماکان به قوت خود باقی است

در ادامه باید درباره سایت مدیر عرض کنم که سایت بسیار مفیدی بوده و برای استفاده دوستان در زمینه تعین منابع رشته های مدیریت و مشاوره و استفاده از اطلاعات مفید کنکورها بسیار مناسب میباشد که لینک اصلی سایت نیز در قسمت پیوندها موجود میباشد و اخیرا در این سایت قسمت منابع کنکورهای ارشد مدیریت و تست ها و اطلاعات مربوط به روز شده است که با توجه به درخواست اکثر دوستان مبنی بر ارائه منابع و اطلاعات ادرس ها را در اینجا میگذارم تا دوستان استفاده کنند :

منابع : http://www.modir.ir/arshad/arshad.aspx

تستها : http://www.modir.ir/tests/Default.aspx

و اینک ادامه سلسله مطالب مدیریتی خودمان :

۲- علم مدیریت (۲-۹ تقسیم بندی مدیران در کارایی و اثربخشی)

حال که برخی موارد مهم درباره مدیریت رو فهمیدیم اعم از اینکه یک مدیر باید چه مهارتهایی داشته باشد چه نقشهایی انجام دهد وظایفش چیست و ... باید دید ایا مدیران همه به یک شکل هستند ؟ و یا به عبارتی ساده تر ایا همگی این مدیران در هر سطح و شرایطی به یک مقدار و یک شکل از این منابع استفاده کرده و به انجام وظایف خود می پردازند ؟؟؟ اینجاست که تفاوت بین مدیران و انواع مختلف مدیران در کارایی و اثربخشی که قبلا صحبت کردیم مشخص میگردد ولی این چیست ؟ ایا همه مدیرانی که اسم برده شد به یک شکل و نوع از منابع نام برده استفاده میکنند و همه به یک اندازه بازدهی و کارایی و اثربخشی دارند ؟ یعنی اگر مقداری پول و شرایط و امکانات و ... به دو مدیر مختلف دهیم هر دو به یک شکل بازدهی خواهند داشت ؟ یقین که نه و یقین که این بازدهی ها مختلف و بنا به نوع مدیران متفاوت خواهد بود که اکنون به این تفاوت ها و اختلاف بین مدیران خواهیم پرداخت
البته تقسیم بندیهای زیادی میتوان برای مدیران انجام داد ولی ما در اینجا همانطور که در شکل میبینید مدیران را بنا به استفاده از منابع به چهار نوع مختلف تقسیم بندی میکنیم که به ترتیب مدیران بی اثر - مدیران کارا - مدیران اثربخش و مدیران کامل که همان کارا و اثربخش میباشند که در زیر هر کدام را تعریف میکنیم :

 

3655u21o7ksrcti35cp9.jpg


1- مدیریت بی اثر : در این نوع مدیریت هم منابع تا اخرین حد مصرف شده و حتی در شرایطی منجر به ضرر و زیان و بدهی نیز میگردد و هم هیچکدام از اهداف محقق نشده و یا معدودی از اهداف به دست می اید
2- مدیریت اثربخش : در این نوع مدیریت اهداف تعین شده به دست می اید ولی برای کسب این اهداف منابع به صورتی ناکارامد صرف میشود که منجر به هزینه ای زیادتر میشود
3- مدیریت کارامد: در این نوع مدیریت نیز منابع به صورتی کارامد صرف میشود به طوریکه منابع هدر نمی رود ولی با توجه به شرایط اهداف محقق نشده و تنها افتخار این مدیران استفاده مناسب از منابع میباشد
4- مدیریت کامل: در این نوع مدیریت با حداقل منابع و با استفاده مطلوب و مناسبی از منابع اهداف نیز به طور کامل محقق شده و میشود گفت بهترین نوع مدیریت میباشد که البته خیلی کم و در موارد معدودی میتوان مشاهده کرد
و اما اکنون مثالی میزنم برای درک بهتر و بیشتر این موارد که البته میتوان برای اکثر مراکز تولیدی - کارخانه ها - سازمانها - ادارات و ... مثالهای ملموسی زد ولی به جهت استفاده عموم کاربران و اشناتر بودن مثالی از برگزاری یک مراسم ساده مثلا عروسی یا ختم و ... میزنم که هر کسی میتواند در طول زندگی خویش بارها شاهد ان باشد :
مثال : برای اغاز مثال فرض کنید در خانواده ای میخواهیم یک مجلس عروسی یا هر مجلس دیگری برگزار کنیم که با شرایط و امکانات و اهداف زیر برگزاری این مجلس را توسط هر چهار نوع مدیری بررسی میکنیم برای برگزاری این مجلس کلا 5 میلیون بودجه در اختیار مدیر مجلس قرار داده میشود که وی میتواند همه ان را هزینه کرده و یا مقداری از ان را هزینه کند و یا حتی مقدار بیشتر از ان (یعنی قرض بگیرد) همچنین این مراسم باید شامل حداقل تالار - شام - میوه - وسایل و لوازم لازم تزئین - و .... و بالاخره بالاترین هدف یعنی رضایت میهمانان را شامل شود حال ببینیم این چهار مدیر به چه صورت کارهای خود را انجام میدهند و چه نتیجه ای به دست می اید :
1- مدیر بی اثر : این نوع مدیر با صرف هزینه ای زیاد که منجر به وجود امدن بدهی های زیاد نیز شده مراسم را برگزار میکند ولی نه محل تالار مناسب بوده نه غذا و پذیرایی و سایر موارد و بالاخره مهمتر از همه اینکه در اخر مهمانان هیچ رضایتی از مجلس نخواهند داشت و با عباراتی چون کار بلد نیستند این چه مجلسی بود و ... مجلس را ترک خواهند کرد همچنین علاوه بر هزینه کل بودجه 5 میلیونی شاید بدهی نیز به اندازه 2-3 میلیون دیگر بار اورده و خانواده را درگیر بدهی نماید
2- مدیر موثر (اثربخش) : این نوع مدیر تمامی اهداف تعین شده را کسب میکند ولی منجر به وجود امدن هزینه های زیاد شده و منابع را به طور موثر صرف نمیکند مثلا در مراسم این مدیر بهترین غذاها بهترین پذیرایی بهترین تزئین صورت گرفته محل تالار نیز مناسب میباشد که در نهایت منجر به تعریف و تحسین مهمانان نیز میشود ولی علاوه بر هزینه کل 5 میلیون شاید مبلغی در حد 5 میلیون دیگر نیز بدهی بالا بیاورد
3- مدیر کارا: این نوع مدیر نیز بیشتر به صرف مناسب منابع علاقه دارد (شاید به خسیس بودن محکوم شود) و کسب اهداف به صورت مناسب بیشتر در اولویت نیست در مثال فوق مراسم مدیر نامبرده با هزینه ای پایین تر یا حداکثر برابر بودجه انجام میشود مثلا با صرف مبلغ 3-4 میلیون مراسم فوق برگزار می گردد ولی اهداف محقق نشده و مثلا از تزئینات محل کاسته شده یا تالار در محلی نامناسب گرفته میشود و ... که بالاخره منجر به نارضایتی مهمانان که هداف اصلی میباشد میگردد
4- مدیر کامل: و بالاخره مدیر کامل مدیری است که با صرف کمترین منابع و به صورت مطلوب به تحقق بیشترین اهداف نایل شود این مدیر در مثال ما با صرف منابع به صورتی کارامد و عاقلانه مثلا صرف 2-3 میلیون تمامی اهداف در نظر گرفته شده را محقق می نماید که شامل مکان مناسب برای تالار و غذا و پذیرایی خوب و تزئینات مناسب است که در نهایت منجر به رضایت بالای مهمانان با کمترین هزینه میگردد که البته در تعاریف نیز گفتم که در واقع چنین مدیرانی خیلی کم پیدا میشوند و خلاقیت و تعین راههای مناسب کسب اهداف تاثیر بسیار زیادی در این نوع مدیریت دارد
اینهم بود مطلبی پیرامون تقسیم بندی مدیران از جنبه کارایی و اثربخشی که تمام شد تا در ادامه مطالب دیگری را بیان کنیم

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388ساعت 2:51  توسط مدیر  | 

2- علم مدیریت (2-8 منابع مدیریت)

با سلام

2- علم مدیریت (2-8 منابع مدیریت)

در ادامه سلسله مباحث میرسیم به منابع مدیریت
فکر میکنید یک مدیر چه منابعی در دست دارد ؟ و برای امور میتواند با چه ابزاری کار کند ؟ و این ابزار چه خصوصیاتی دارد ؟
برای یک مدیریت کارامد منابع زیادی وجود دارند ولی ما در اینجا 5 مورد از انها را که معروفترین بوده را توضیح میدهیم . همگی این 5 مورد با ام انگلیسی شروع شده در نتیجه به 5 ام نیز معروف میباشد که امکان یادگیری انها را اسان میسازد این 5 منبع عبارتند از : ( نیروی انسانی - مواد - ماشین الات - سرمایه و طرحها و روشها )
حال قبل از تعریف این 5 منبع به تفاوتی مهم نیز که در بین انهاست اشاره میکنیم در ابتدا عکس زیر را ببینید :

active-------------------------------------passive
---------------------------------------------------------------------
سرمایه - ماشین - مواد - روش --------------------نیروی انسانی


همانطور که در تصویر و گوشه های بردار نیز میبیند این منابع به دو گروه فعال و غیر فعال تقسیم شده اند . حال تفاوت در چیست ؟ بله منابع غیر فعال یعنی 4 منبع اول هیچ عکس العملی نداشته و تنها به انجام امور خود بنا به عادت میپردازند و هیچ واکنشی نسبت به محیط ندارند مثلا یک سرکارگر هر قدر با ماشین بدرفتاری کند یک ماشین به مقابله نپرداخته و واکنشی نشان نمی دهد یا مواد و روشهای تولید هیچ تاثیری از محیط نمی پذیرند ولی منابع نوع دوم یعنی تنها منبع فعال که مهمترین منبع هر امر و مدیریتی نیز میباشد در مقابل تمام شرایط و فعالیت ها واکنش نشان داده و ساکت نمیباشد مثلا کارگری که از سرپرستش بدی دیده باشد از زیر کار در رفته و یا به ابزار وسایل اسیب میرساند و همینطور در مقابل خوبیها و پاداش و شرایط مثبت نیز واکنش مثبت نشان میدهد و حال تعریف این منابع:
1- نیروی انسانی : این منبع به نیروی کار اعم از کارگر - سرپرست و مدیر و .... اشاره دارد که مهمترین منبع بوده و توانایی کار با سایر موارد نیز دارد در نتیجه باید خیلی زیاد در حفظ و نگهداری ان کوشش کرد
2- سرمایه : پول نیز عامل و منبع مهمی در زمینه هر نوع مدیریتی میباشد و برای هر نوع کاری اعم از تولیدی - خدماتی - بازرگانی و سایر انواع مدیریت سرمایه منبع مهمی است که توان تهیه سایر منابع را به دست میدهد
3- مواد : مواد نیز اعم از مواد اولیه - مواد ثانویه - مواد مصرفی و .... نیز از منابع بسیار ضروری هر کار و مدیریتی هستند مثلا شما مدیر یک مهمانی هستید در حالیکه هیچ موادی جهت پذیرایی از میهمانان ندارید ایا مهمانی شما مثبت خواهد بود ؟ یا یک کارخانه بدون وجود مواد اولیه قادر به تولید خواهد بود ؟ و ....
4- ماشین الات : ابزار و ماشین الات نیز اعم از وسایل دستی و ماشینی و .... نیز از منابع بسیار مهم میباشند که هر مدیریتی را در راستای روند یاری میکند لازم نیست این ماشین الات دستگاههای بزرگ و چند تنی باشد و برای مثال یک چکش یا بیل و کلنگ تا جرثقیل های بسیار بزرگ و غول پیکر را جزو ماشین الات به حساب می اورند
5- روشها : و بالاخره طرح ها و روشها که همان برنامه و روند کاری هر مجموعه ای میباشد که نحوه انجام امور و استفاده از منابع را نشان میدهد برای مثال طرحهای تولیدی یک کارخانه یا برنامه فروش یک موسسه بازرگانی یا حتی نقشه و طرح برگزاری یک مهمانی و .... حاوی این روشها میباشد

البته همانطور که در اول مطلب نیز گفتم یک مدیرو یک سازمان دارای منابع زیادی برای کار هست که مجموع انها منجر به انجام امور و کسب اهداف میشود که به تعدادی در تقسیم بندی بالایی اشاره شد و تعدادی دیگر نیز وجود دارد برای مثال اطلاعات نیز از منابع بسیار مهم و حیاتی یک سازمان میباشد که نقش زیادی در تصمیم گیریها و امور سازمان دارد و از منابع مختلفی چون گزارشات و امار داخلی یا رسانه ها و نهادها و موارد خارجی کسب شده و مدیریت را در کسب نتایج کمک میکند که میتوانید این گزینه رو هم همراه با سایر گزینه ها در تصویر زیر ببینید :

 

awa61sif53cvzxf1ihgs.jpg 


خب منابع مدیریت را نیز توضیح داده و مشخص کردیم که برای انجام یک امر مدیریتی استفاده از چه منابعی لازم است و یک مدیر چه منابعی در دست دارد تا به نتیجه برسد در ادامه نحوه استفاده از این منابع را توضیح خواهیم داد و سایر مسائل مدیریتی را بررسی خواهیم کرد

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم شهریور 1388ساعت 22:2  توسط مدیر  | 

2- علم مدیریت (2-7 وظایف مدیریت)

با سلام

ابتدا باید خدمت دوستان عرض کنم که این مطالبی رو که بنده مینویسم چکیده ایست از معتبرترین منابع علم مدیریت مخصوصا منابع کنکور ارشد مثل اصول مدیریت کونتز - تئوری سازمان و مدیریت رفتار سازمانی استیفن رابینز - مدیریت رفتارسازمانی هرسی و بلانچارد - مبانی سازمان و مدیریت و مبانی رفتار سازمانی دکتر علی رضاییان - مدیریت عمومی دکتر الوانی - مدیریت عمومی علی علاقه بند - مدیریت رفتارسازمانی زهرا برومند و تعداد زیادی منبع دیگرکه در این رشته معروف و مورد استفاده هستند . حال اگر بنده مقداری ساده و به زبانی عمومی تر مینویسم به خاطر هدف وبلاگ و توضیحی است که در اغاز کار ارائه کردم یعنی بیشتر این وبلاگ رو ایجاد کردم برای استفاده کلیه افراد و سعی دارم طوری بنویسم که همگی بتوانند استفاده کنند چه متخصصین رشته مدیریت و چه عموم بازدیدکنندگان یعنی به عبارتی ساده تر مجموعه مطالبی واقعا در حد مدیریت عمومی پدید بیاوریم حال دوستانی که به دنبال شرکت در کنکور ارشد یا سایر موارد تخصصی این رشته هستند میتوانند با دنبال مطالب از انها استفاده کنند و یا به منابعی که معرفی شد مراجعه کرده و خود شخصا به مطالعه انها بپردازند و هیچ اجبار و اعلامی نیست که مطالب این وبلاگ کاملا و قطعا پیرامون و جهت استفاده داوطلبین کنکور ارشد باشد بلکه هر کس در حد خود میتواند از ان استفاده کند

و اینک ادامه مطالب :

2- علم مدیریت (2-7 وظایف مدیریت)

خب در ادامه سلسله مطالب خود و پیرامون یکی دیگر از مطالب سرفصل دوم یعنی علم مدیریت میرسیم به وظایف یک مدیر و اینکه اصلا یک مدیر باید چه کاری انجام دهد ؟؟؟
تا کنون وظایف و کارکردهای بسیار زیادی برای یک مدیر برشمرده شده است مانند برنامه ریزی - کنترل - سرپرستی - اموزش - سازماندهی - هماهنگی - تهیه امکانات - بودجه ریزی و ..... که اکثر انها درست هستند و وظایف یک مدیر را تبیین میکنند ولی در تعاریفی معروف تر فایول وظایف یک مدیر را به (سازماندهی - برنامه ریزی - فرماندهی - هماهنگی و کنترل) تقسیم کرده است و در طبقه بندی دیگر ارویک و گیولیک با تعریفی معروف posdcorb به اقدام به برشمردن 7 وظیفه برای یک مدیر نموده است که عبارتند از (برنامه ریزی - سازماندهی - کارمند یابی - هدایت - هماهنگی - گزارش دهی و بودجه بندی) که عبارات انگلیسی انها را نیز در عکس زیر می بینید :

 

 

و اما بالاخره بعد از این مقدمات در فراگیرترین و بهترین تقسیم بندی که شامل کلیه این امور طی یک تقسیم خلاصه میشه وظایف یک مدیر را به 4 وظیفه برنامه ریزی - سازماندهی - رهبری و کنترل تقسیم کرده اند که تقریبا شامل تمامی موارد دیگر نیز میشود و تقسیم بندی بسیار جامعی در کنار خلاصه بودنش میباشد . در این تقسیم میبینید که برنامه ریزی به عنوان اصل و پایه همه چیز در اول قرار گرفته است بعد از ان که برنامه تهیه شد باید امکانات و نیروها طی ان سازماندهی شود و بعد از سازماندهی انها هدایت و رهبری خواهند شد تا به اهداف دست یابند و بالاخره باید کلیه این امور کنترل گردند تا ایرادی اشکالی و ... که در کار باشد شناسایی و اصلاح گردد که به مرور تمامی این موارد را طی سرفصلهای جدا توضیح خواهیم داد :

1hlblrsx2of9d9tw3c28.jpg 


برای مثال در مورد وظایف چهارگانه یک مدیر میتوان به برگزاری یک مراسم عروسی یا هر مراسم مشابه دیگری در خانواده یا برگزاری اموری پیچیده تر همانند تولید کارخانجات - اداره امور سازمانها و نهادها - کارهای موسسات بازرگانی و .... اشاره کرد ولی جهت راحت تر بودن موضوع انجام وظایف یک مدیر در نقش بزرگ خانواده برای مدیریت یک مراسم عروسی را مثال میزنیم :

در این مراسم فردی که بیشترین تجربه را در خانواده دارد به عنوان ریش سفید یا هر اسم دیگری به عنوان مدیر و برگزار کننده مراسم انتخاب شده و به رتق و فتق و امورات میپردازد او چهار وظیفه مهم برنامه ریزی - سازماندهی - هدایت و کنترل را بر عهده دارد برای انجام این وظایف این فرد در ابتدا و چند روز مانده به مراسم برنامه ریزی میکند که شامل تعین تعداد مهمانها - زمان و مکان برگزاری مراسم - نحوه پذیرایی میوه - غذا و سایر تدارکات لازم - تعین افرادی که توانایی کمک و انجام امور را دارند - براورد مالی مراسم و تهیه پول لازم و .... پس از این برنامه ریزی که اکثرا در خانواده های خود شاهد ان بوده اید این فرد اقدام به سازماندهی یعنی ارائه کارها به افرادی که جهت کمک تعین شده بودند میپردازد مثلا علی باید جهت رزرو سالن اقدام کند حسن و حسین به بازار رفته و میوه را تهیه کنند بهروز به انجام تزئینات و چراغانی و .... محل و خانه بپردازد احمد در پی کارهای کارت عروسی و توزیع و ... باشد و به این ترتیب کارهای مشخص شده در برنامه به افراد موجود تقسیم بنده میشود و شرح کار هر کسی توضیح داده میشود در ادامه و مرحله سوم وظایف یعنی هدایت این مدیر باید تمامی این افراد را در انجام وظایف محول شده راهنمایی و کمک کند مثلا توضیح دهد چه میوه هایی مناسب و خوب برای خرید هستند یا کدام مناطق دارای سالن های در حد انها هست یا ... و بالاخره پس از انجام هدایت مدیر باید امور انجام شده را کنترل نماید تا کارها از حد مناسب پایین تر نباشد مثلا بررسی کند که ایا میوه به اندازه کافی خرید شده یا محل سالن در حد مهمانان در نظر گرفته شده یا دعوت کسی از قلم نیفتاده است و .... پس میبینید که یک مدیر دارای وظایفی بسیار زیاد و خطیر هست که تعلل در هر یک باعث ابروریزی و نابودی کلیه امور میشود

در ادامه مطالب به ریز اکثر موارد گفته شده خواهیم پرداخت

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم شهریور 1388ساعت 2:47  توسط مدیر  |