برادر بزرگوار جناب آقاي مهندس سيروس اشرفي

انتخاب جنابعالي را به عنوان شهردار  شبستر تبريك عرض نموده

و از خداوند ايزد ومنان موفقيت  روز افزون شما را در سنگر عمران و آبادي

شهرستان شبستر  آرزومنديم .


برچسب‌ها: شهردار, شبستر, مهندس, سیروس اشرفی
+ نوشته شده در سه شنبه چهارم شهریور 1393ساعت 20:55 توسط شهروز صبوری |

با توجه به اینکه اخیرا باز هم زمزمه هایی مبنی بر حذف ثروتمندان از یارانه و مسائل حاشیه ای شدت گرفته و مسئولین اقتصادی دولت در اینباره صحبت می کنند بنده نیز پیشنهادهایی پیرامون این قضیه ارائه می کنم باشد که مورد توجه مسئولین امر قرار گرفته و شاید گره گشا باشد.

بنده در پیشنهاد قبلی هم که در جواب فراخوان دولت برای اجرای فاز دوم یارانه ارائه داده بودم عنوان کردم که به نظر می رسد حذف اجباری افراد از یارانه امری نامناسب باشد و همانطور که در بین مردم نیز در سالهای اخیر عرف شده است یارانه حقی بدیهی برای کل ملت تلقی شده و هیچکسی را حتی به صرف پولدار بودن نباید از دریافت آن محروم کرد اما با توجه به مشکلات رخ داده اقتصادی و دلایلی که دولت محترم برای حذف افراد برشمرده است چه باید کرد؟

پیشنهاد بنده به جای حذف ثروتمندان طبقه بندی کردن افراد در دامنه های مختلف درآمدی (چیزی که در قانون مزبور به آن اشاره شده و مفهوم واقعی هدفمندی یارانه است به طوریکه افراد ثروتمند یارانه کمتر و افراد فقیر یارانه بیشتری دریافت نمایند) و دریافت یارانه است (چیزی که تصور میکردم دولت با سوال میزان درآمد در فاز دوم دنبال آن است) به طوریکه همانند سوال سطح درآمد دولت در فرم های فاز دوم باید یارانه افراد را نیز به طور متغیر و در همان پنج رده تنظیم نمود و برای مثال به جای مبلغ ثابت 45 هزار تومان برای هر فرد مبالغی مانند 10 هزار , 20 هزار , 30 هزار , 40 هزار , 50 هزار (یا مبالغ دیگری که دولت بنا به بودجه قانون یارانه ها صلاح بداند) در نظر گرفته شود و مطابق طبقه بندی افراد در فرم های ثبت نام به افراد ثروتمند یارانه کمتر و به افراد فقیر یارانه حداکثری پرداخت شود که این درست با نص صریح قانون فوق مبنی بر پرداخت هدفمند و در جهت توزیع عادلانه ثروت نیز میباشد.و اما مزایای این طرح چیست؟

اولا به افراد فقیر یارانه بیشتری نسبت به وضعیت برابر پرداخت می شود.

دوما افراد ثروتمند به احتمال فراوان با توجه به پایین بودن میزان یارانه (مثلا 10 هزار تومان) خود به خود از دریافت آن کنار می کشند.

سوما حتی با فرض عدم انصراف افراد ثروتمند با توجه به کاهش سطح پرداختی به افراد متوسط و ثروتمند میزان بسیاری از بودجه فوق آزاد شده و سطح پرداختی به طور خودکار به میزان حداقل نصف کاهش می یابد.

در این زمینه دولت محترم می تواند بدون حذف اجباری ثروتمندان یا حتی طرح دریافت جریمه و مسائل مشابه که نمود جالبی در سطح افکار عمومی نداشته است به افراد فوق پیامکی با این مضمون که (سرپرست محترم با توجه به بررسی های کارشناسی جنابعالی در رده افراد ثروتمند جامعه قرار گرفته اید و با توجه قانون فوق و تعلق حداقل یارانه مثلا به مبلغ 10 هزار تومان از شما خواهش می شود از دریافت آن در جهت منافع عمومی جامعه صرف نظر نمایید.بدیهی است یارانه فوق حق شما بوده و در صورت عدم انصراف نیز مشکلی وجود نخواهد داشت)

اما حال که بخش اول قضیه یعنی تقسیم بندی افراد به فقیر و ثروتمند مشخص شد و راهکار حل مسئله یارانه در تقسیم بندی افراد دیده شد و با توجه به مشکلاتی که قبلا در زمینه خوشه بندی یا بانک های اطلاعاتی دولت در زمینه تقسیم افراد به طبقات مختلف وجود داشت این سوال مطرح می شود که چگونه افراد جامعه را تقسیم بندی کرد یا چه کسانی را فقیر و چه کسانی را ثروتمند نامید؟ در همان پیشنهاد قبلی نیز گفته شد که سخت ترین بخش کار همین تقسیم بندی است و مثالهایی زده شد که دو نفر که دارای درآمد مشابه 2 میلیون تومان در ماه هستند آیا باید یارانه برابر بگیرند یا دقت شود که یکی بدون هیچ مشکلی هست و دیگری بیماری خاص در خانواده دارد که ماهانه 3 میلیون تومان هزینه داروی وی می شود؟ یا آیا درآمد دو میلیون تومانی شهر با روستا یا حتی شهر با کلانشهر یکی است؟ و مسائل مشابه دیگری که تقسیم بندی را بسیار سخت می کند و شاید به همین دلیل دولت محترم بنا به پیشنهادهای دلسوزانه کارشناسان با وجود گذشت چند ماه از اجرای فاز دوم همچنان به این عمل دست نزده است تا کارشناسی بیشتری روی آن صورت گیرد و کاری خام انجام نشود که چند ماه بعد نیاز به تغیر آن باشد.اما با تمام توصیفات فوق چه باید کرد آیا به همین شیوه ادامه دهیم یا زیر بار تقسیم بندی افراد برویم؟ در این زمینه پیشنهادات ذیل به دولت محترم و سازمان هدفمندی یارانه های ارائه می شود:

اولا به همان برگه های ثبت نام فاز دوم برگردیم و خوداظهاری افراد را ملاک عمل قرار دهیم و به افرادی که درآمد بالای 2 میلیونی اظهار کرده اند یارانه حداقلی و به افرادی که زیر ششصد هزار تومان ثبت کرده اند یارانه حداکثری تعلق گیرد.

دوما با استفاده از بانک های اطلاعاتی که دولت بارها به وجود آنها اشاره کرده و خیلی هم در مورد دقت آنها تاکید دارد تکیه شود و افراد جامعه در همان پنج رده تقسیم بندی گردد.

سوما سازوکار جدیدی برای این امر در سازمان تعریف شده و با کارشناسی بیشتر (تقسیم بندی فرم فاز دو دارای ایراداتی بود که نیاز به رفع دارد) مجددا اطلاعات فوق از مردم دریافت و تقسیم بندی صورت گیرد.

چهارما از ساده ترین راه استفاده شود (کاری که دولت در حال انجام آن است) و دو طبقه ثروتمند و فقیر مشخص شود تا در مرحله اول برای فقرا یارانه بیشتر و برای ثروتمندان یارانه کمتری تعلق گیرد و در ادامه با حذف افراد فوق از لیست های اطلاعاتی طبقه متوسط که حد وسط این دو است تقسیم بندی شود . طبقه فقیر با توجه به اطلاعاتش در سازمانهای مربوطه مانند کمیته امداد و بهزیستی به آسانی قابل شناسایی است و طبقه ثروتمند نیز با تعریف مشخصی که از آن باید شود می تواند به سهولت قابل شناسایی شود مثلا حقوقهای حداکثری یا ملک و املاک بیش از حد و ماشینهای آنچنانی و امثالهم می تواند در تعریف افراد ثروتمند مورد استفاده قرار گیرد و بدون نیاز به بررسی افراد فوق در طبقه ثروتمندان قرار داده شده و یارانه انها به حداقل کاهش یابد برای مثال فردی که ماشین 8 میلیارد تومانی (به نقل از جراید) سوار می شود یقینا نیازی به 10-20 هزار تومان دولت نخواهد داشت و بررسی ثروت نامبرده مورد نیاز نیست.

در نهایت اینکه طرح فوق تنها پیشنهادی فردی از سوی بنده به دولت محترم و مسئولین امر یارانه مخصوصا معاون اول محترم دولت که چند ماه پیش پرسش معروف (به چه کسانی یارانه بدهیم) و آقایان طیب نیا و نوبخت و سایر مسئولین اقتصادی که هر از چندگاهی بحث حذف ثروتمندان و راهکارهای آن را مطرح می کنند میباشد و در صورت نیاز میتوان با بررسی بیشتر و کارشناسی دقیقتر طرحی پخته تر برای ارائه به مقامات شده و ارائه گردد.

 


برچسب‌ها: پیشنهاد, یارانه, اقتصاد, فقیر, ثروتمند
+ نوشته شده در یکشنبه دوم شهریور 1393ساعت 13:13 توسط شهروز صبوری |

 


مشاور عالی سازمان سنجش آموزش کشور گفت: نتایج نهایی آزمون كارشناسيارشد سال‌ 93 روز دوشنبه سوم شهریورماه بر روي سايت اين سازمان به نشاني www.sanjesh.org قرار مي‌گيرد و داوطلبان می توانند از نتیجه آزمون مطلع شوند.

دکتر حسین توکلی افزود: نتایج نهایی 132 كدرشته‌ امتحاني‌ متمرکز آزمون کارشناسی ارشد 93 روز دوشنبه اعلام می شود و ظرفیت پذیرش حدود 100 هزار نفر است.

وی با اشاره به جزئیات آماری در آزمون کارشناسی ارشد سال 93 گفت: برای 136 رشته که به صورت متمرکز پذیرش دارند 950 هزار و 429 نفر شرکت کردند که از این تعداد 493 هزار و 750 نفر زن و 456 هزار و  679 نفر مرد بودند.

توکلی خاطرنشان کرد: از این تعداد 112 هزار و 805 نفر علاوه بر کد رشته امتحانی خود در کد رشته امتحانی دوم هم ثبت نام کردند که 53 هزار و 105 نفر زن و 59 هزار و 700 نفر مرد بودند. با توجه به شرکت برخی از داوطلبان در دو کد رشته امتحانی یک میلون و 63 هزار و 23 کارت صادر شد.

وی یادآور شد: پیش از این قرار بود آزمون در روزهای 16 تا 18 بهمن برگزار شود که پس از بارش برف شدید و مسدود شدن راه های ارتباطی آزمون پس از یک هفته تعویق در روزهای 23 و 24 و 25 بهمن برگزار شد .

مشاور عالی سازمان سنجش آموزش کشور اظهار داشت: بعد از برگزاری آزمون تعداد 780 هزار و 477 نفر در جلسه آزمون حاضر بودند که از این تعداد 411 هزار و 975 نفر زن و 368 هزار  502 نفر مرد بودند. همچنین تعداد 88 هزار و 60 نفر در رشته امتحانی شرکت کردند.

وی با اشاره به انتشار کارنامه و شرایط انتخاب رشته در آزمون کارشناسی ارشد سال 93 گفت: پس از انتشار کارنامه روی سایت سازمان سنجش 374 هزار و 826 نفر مجاز به انتخاب رشته شدند که از این تعداد 185 هزار و 867 نفر زن و 188 هزار و 959 نفر مرد بودند. همچنین 23 هزار و 301 نفر در دو رشته مجاز شدند.

توکلی اضافه کرد: 291 هزار و 76 نفر انتخاب رشته کردند که از این تعداد 147 هزار و  724 نفر زن و 143 هزار و 352 نفر مرد بودند. در نهایت ظرفیت پذیرش با احتساب استعدادهای درخشان که از سوی دانشگاه ها پذیرفته می شوند حدود 100 هزار نفر است.

مشاور عالی سازمان‌ سنجش‌ آموزش‌ كشور خاطرنشان کرد: ثبت نام از كليه‌ پذيرفته‌ شدگاني‌ كه‌ اسامي‌ آنها به‌ عنوان‌ پذيرفته‌ شدگان‌ نهايي‌ در هر يك‌ از 132 كدرشته‌ امتحاني‌ اعلام‌ شده‌ است‌، بر اساس تاریخ های اعلامی از سوی دانشگاه ها است. اما در صورتی که دانشگاه ها برنامه زماني ثبت نام اعلام نکرده باشند پذیرفته شدگان در یکی از روزهای شنبه تا سه شنبه 8 تا 11 شهریورماه باید براي ثبت نام به موسسه محل قبولي مراجعه کنند.

وی تاکید کرد: كليه پذيرفته شدگان مي‌بايست در زمان مقرر براي ثبت‌نام به موسسه محل قبولي خود مراجعه کنند و در صورت عدم مراجعه پذيرفته‌شدگان در تاريخ‌ يا تاريخ‌هاي تعيين شده براي ثبت‌نام، به منزله انصراف از ادامه تحصيل آنان تلقي خواهد شد.

بر اساس اعلام سازمان سنجش، فهرست اسامي قبول شدگان نهايي 11 كد رشته امتحاني باقيمانده از 143 كد رشته امتحاني شامل  1147 (اطلاعات و حفاظت اطلاعات)، 1149 (مديريت امور دفاعي «1» ارتش جمهوري اسلامي ايران)، 1150 (مديريت امور دفاعي «2» سپاه پاسداران انقلاب اسلامي)، 1151 (فرماندهي مديريت انتظامي «3»)، 1153 (مديريت اطلاعاتي)، 1154 (مطالعات دفاعي استراتژيك)، 1155 (اطلاعات استراتژيك)، 1156 (آماد)، 1157 (مديريت بحران)، 1158 (پدافند غيرعامل، دانشگاه امام حسين«ع») و 1159 (پدافند غيرعامل ـ امنيت ملي، دانشكده علوم و فنون فارابي) به علت داشتن شرايط خاص و با توجه به اينكه ثبت نام و برگزاري آزمون برخي از كد رشته هاي امتحاني مذكور توسط موسسات آموزشي ذيربط با هماهنگي سازمان سنجش انجام شده است، به طريق مقتضي، با هماهنگي ارگانهاي مربوط متعاقباً استخراج و اعلام خواهد شد.


برچسب‌ها: نتایج, کنکور, کارشناسی ارشد, مشاور عالی, سازمان سنجش
+ نوشته شده در شنبه یکم شهریور 1393ساعت 16:21 توسط شهروز صبوری |

آبراهام لینکلن پسر یک کفاش بود ،
پدر لینکلن کفاش سلطنتی بود و کفش های افراد مهم سیاسی را تعمیر و یا تمیز می کرد .
آبراهام پس از سالها تلاش و شکست ، در سال 1861 به عنوان رئیس جمهور امریکا برگزیده شد. اولین سخنرانی او در مجلس سنای بدین صورت گذشت ،
نمایندگان مجلس از اینکه لینکلن رئیس جمهور شده بود ناراضی بودند .
چرا که او از یک خانواده فقیر و فاقد سطح اجتماعی بالا بود .
زمانی که لینکلن برای سخنرانی پشت تریبون قرار گرفت قبل از آنکه لب باز کند و سخنی بگوید یکی از نمایندگان مخالف با عصبانیت و بی ادبی
تمام از سوی جایگاه خود فریاد زد ،
" آبراهام !
حالا که بطور شانسی رئیس جمهور شده ای فراموش نکن که می دانیم تو یک بچه کفاش بیشتر نیستی ! "
مسلماً هر فردی در جایگاه لینکلن قرار داشت با این نماینده گستاخ که او را اینگونه مورد خطاب قرار داده برخورد می کرد !
اما آبراهام لینکلن این چنین نکرد .
او لبخندی زد و سخنرانی خود را اینطور شروع کرد ،
" من از آقای نماینده بسیار بسیار ممنونم که در چنین روزی مرا به یاد پدرم انداخت .
چه روز خوبی و چه یاد آوری خوبی !
من زندگی و جایگاهم را مدیون زحمات پدرم هستم .
آقایان نماینده بنده در اینجا اعلام می کنم که بنده مانند پدرم ماهر نیستم .
با این حال از دستان هنرمند او چیزهایی آموخته ام .
پس اگر کسی از شما تمایل به تعمیر کفش خود داشت با کمال میل حاضر به تعمیر کفشش خواهم بود !
یکی از اقدامات مهم و تاثیر گذار لینکلن خاتمه بخشیدن به تاریخ برده داری در ایالات متحده امریکا بود .
هر چه هستی همون باش ، هر چه نیستی نگو کاش .


برچسب‌ها: آبراهام لینکلن, کفاش, کفش, رییس جمهور, آمریکا
+ نوشته شده در جمعه سی و یکم مرداد 1393ساعت 13:39 توسط شهروز صبوری |

قانون پارکینسون مفهومی رایج در مدیریت است و نام آن از نام تاریخدان انگلیسی سیریل پارکینسون گرفته شده که در سال۱۹۵۵ در مقاله‌ای طنزآمیز در مجله اکونومیست به آین قانون اشاره کرده است.

وقت بیشتر= اتلاف وقت بیشتر
كارمند بیشتر= بیكاری بیشتر
دخل بیشتر= خرج بیشتر


اصل اول: 

وقت بیشتر= اتلاف وقت بیشتر

قانون پاركينسون مي گويد كار طوري گسترش مي يابد كه زمان داده شده را پر كند يا به عبارتي مي گويد كار به اندازه ي زماني كه براي انجام آن وجود دارد ادامه مي يابد.يك مثال براي درك بهتر
قانون پاركينسون مي گويد اگر براي انجام پروژه اي يك هفته وقت لازم باشد و به شما براي انجام دادن همان پروژه دو هفته وقت بدهند شما به اندازه ي دو هفته برايش وقت صرف مي كنيد يعني شما پروژه را در پايان آن دو هفته به اتمام مي رسانيد گرچه يك هفته كافي بود.


بخش دیگری از این قانون می‌تواند كمی از تنبلی‌هایی كه در انجام كارهای‌مان به خرج می‌دهیم را توجیه كند و به ما بگوید چرا همیشه در دقیقه 90 همه كارها را انجام می‌دهیم. حتما برای شما هم پیش آمده كه برای یك كار ساده هفته‌ها از رئیس‌تان زمان بگیرید و باز هم درست در لحظه آخر آن كار را با عجله بسیار تمام كنید یا این‌كه با وجود داشتن چند هفته وقت قبل از امتحان‌تان، باز هم اصلی‌ترین مباحث را پشت در ورود به جلسه مرور كنید و به‌خودتان تعهد دهید كه در ترم بعد هرگز چنین اتفاقی را تكرار نمی‌كنید اما با وجود گذشت سال‌ها و سال‌ها باز هم همین روال را پیش ببرید و نتوانید از آن رها شوید. 

اگر مدیر یك سازمان هم باشید ممكن است برای بالا بردن كیفیت كارتان وقت بیشتری به كارمندتان بدهید اما باز هم كاری پر اشتباه و كم‌دقت را آن هم در زمانی طولانی‌تر تحویل بگیرید. شاید شما گناه این اتفاقات را برگردن خود یا كارمندان‌تان بیندازید و فكر كنید اگر فرد دیگری در این موقعیت بود به شكلی دیگر عمل می‌كرد اما پاركینسون می‌گوید، این یك موضوع همه‌گیر است و تا برایش برنامه‌ریزی دقیقی انجام ندهید نمی‌توانید از شرش خلاص شوید.

این قانون می‌گوید، مهم نیست كه برای انجام یك كار به شما چقدر زمان داده می‌شود، چه یك هفته و چه یك ماه برای شما فرقی نخواهد كرد، زیرا شما كارتان را به اندازه همان زمانی كه داده شده طول می‌دهید. 

از نظر پاركینسون، استرس و فشار كار در تمام این مدت همراه شما خواهد بود و هرگز خودتان نخواهید فهمید چرا نمی‌توانید در زمانی كه برای كار كافیست آن را تمام كنید و نه در زمانی كه به شما برای انجام آن داده شده است. این قانون می‌گوید، هرچقدر به شما برای انجام یك پروژه وقت داده شود، شما همان‌قدر برای تمام شدنش وقت خواهید گذاشت مثلا اگر برای كاری كه شما توان انجام دادنش را در یك هفته دارید، 2 هفته زمان درنظر گرفته شود، هرگز شما آن را در یك هفته تمام نخواهید كرد و بازهم چیزی كه برای شما از این وقت اضافه باقی می‌ماند، همان اضطراب دقیقه نودی است. شاید بد نباشد برای كم كردن این اضطراب و دور زدن زمان راه‌حل‌هایی پیدا كنید و اگر مدیر هستید بتوانید در زمانی كه برای انجام آن كار لازم است آن را از كارمندتان بخواهید و نه زمانی بیشتر چراكه این زمان بیشتر تنها ركود كار شما را بالا می‌برد و نه‌كیفیت و دقت انجام آن را.


وقتی كارها كش می‌آید...

یك لیست از كارهایی كه باید انجام دهید تهیه كنید و زمانی كه برای انجام آن مورد نیاز است را نیز برآورد كنید و در مقابل هر كدام بنویسید. اگر هم چند پروژه‌ دانشگاهی پیش‌روی‌تان است اولویت‌های‌تان را مشخص كنید و باز هم برآورد زمانی‌تان را مقابل هر كدام یادداشت كنید. زمانی كه برای انجام كارها تعیین كرده‌اید را جدی بگیرید و به‌خودتان اطمینان دهید كه طبق این زمان‌بندی پیش خواهید رفت نه‌فرصتی كه دیگران به شما می‌دهند. در تمامی مدت انجام كارتان قانون پاركینسون را از یاد نبرید؛ اگر شما محدودیتی برای خودتان قائل نشوید كارتان همانطور كش خواهد آمد، پس اگر دیگران شما را محدود نمی‌كنند خودتان برای خودتان چهارچوب تعیین كنید. شما می‌توانید با شروع هر هفته، لیستی از كارهایی كه پیش‌روی‌تان است را مشخص كنید و حتی اگر مدیران‌تان وقت بیشتری به شما برای انجام‌شان می‌دهند، به این فكر كنید كه در 6 روز كاری توان انجام چه میزان از این كارها را دارید یا این‌كه در وقت درنظر گرفته شده برای امتحان‌تان می‌توانید چطور پیش بروید و به چه كارهای دیگری هم برسید.

اصل دوم: 

كارمند بیشتر= بیكاری بیشتر

قانون پاركینسون با این اصل شروع می‌شود: كار به همان اندازه‌ای كه برایش وقت یا نیروی انسانی باشد، كش می‌آید. این قانون تلاش می‌كند سیستم آزار‌دهنده اداری را موشكافی كند و به ما بگوید كه چرا برای یك كار ساده اداری باید روزها و هفته‌ها وقت بگذاریم، از این اتاق سازمان به اتاق دیگر پاس داده شویم و در نهایت كارمان هم آنطور كه باید انجام نشود.
 پارکینسون «تمایل مدیران به داشتن مرئوسان بیشتر» را انگیزه گسترش بوروکراسی‌ها می‌داند که در نتیجه موجب افزایش کارکنان وایجاد وظایف تکراری می شود.


پاركینسون اصرار دارد كه اگر برای كاری كه از عهده 2 كارمند بر می‌آید 10 كارمند هم استخدام كنیم، نه كار سریع‌تر انجام می‌شود و نه كیفیت انجام شدنش فرقی می‌كند بلكه آن كار به اندازه 10 نفر از ما نیروی بیهوده می‌گیرد. او از این طریق سیستم وقت‌گیر اداری را توضیح می‌دهد و معتقد است كه براساس این اصل، ادارات با اختصاص تعداد بیشتری نیروی انسانی برای كارهای ساده تنها سیر انجام كار را طولانی‌تر می‌كنند و وقت بیشتر و هزینه بالاتری را به سازمان و مراجعان تحمیل می‌كنند. طبق قانون پاركینسون، با افزایش تعداد كارمندها سرعت انجام كار بالاتر نمی‌رود بلكه كاركنان موضوعات ساده و ابتداعی را بیهوده به هم ارجاع می‌دهند و بیشتر از قبل انجام كار را به تعویق می‌اندازند. پاركینسون با توضیح این اصل تلاش می‌كند كه از مدیران بخواهد، در سیستم استخدام كارمندان‌شان تجدیدنظر كنند و به جای پر كردن چارت سازمانی به فكر انجام بهتر كارها باشند. او معتقد است در اكثر مواقع چرخه اداری بیهوده طولانی می‌شود و كارمندی كه توان انجام كار را دارد، تنها برای پیروی از آن روال اداری كار را به دیگران ارجاع می‌دهد و این موضوع می‌تواند سازمان را به مرور دچار یك وضعیت نامساعد كند و بیشتر وقت و هزینه را به انجام كارهایی اختصاص دهد كه نیازی به انجام‌شان نیست. البته این اصل فقط به درد مدیران اداره‌ها نمی‌خورد. شما حتی در منزل هم گاهی با این اصل سروكار دارید. كمی فكر كنید...

اگر مدیر هستید...

براساس اصل پاركینسون جدا شدن تخصص‌های ساده و سپردن‌شان به نیروهای متعددی كه به‌اصطلاح متخصص هم هستند هیچ نفعی برای سازمان و همین‌طور برای مراجعان ندارد. اما پاركینسون مدیران را برای آسودگی از این چرخه تنها نمی‌گذارد. او می‌گوید اگر شما مدیر یك سازمان هستید یا این‌كه كسب و كار خودتان را دارید، بهتر است برای استخدام كارمندان‌تان كمی محتاط‌تر باشید. قرار نیست همه كارها را بر دوش یك نفر بگذارید اما نباید با جدا كردن بیش از حد تخصص‌ها و استخدام آدم‌های متعدد برای یك كار، چرخه را طولانی‌تر كنید و روند انجام كارتان را كندتر. حتی اگر یك كارمند ساده باشید، می‌توانید این موضوع را در كار خودتان هم اجرا كنید. در میان ارزش‌گذاری‌های اداری پیش‌قدم شدن و تلاش برای آسان‌تر انجام شدن كارها، اصلی مهم تلقی می‌شود. شما می‌توانید بدون آسیب زدن به كارهایی كه وظیفه انجام‌شان را دارید، برای انجام بخشی از كارهای دیگر كه توان و تخصص‌شان را دارید پیش‌قدم شوید و در محدوده كوچك خودتان مانع از طولانی شدن این چرخه كاری شوید.


اصل سوم: 

دخل بیشتر= خرج بیشتر

خرید كمتر= كمتر پول خرج كردن= نیاز كمتر به كار= وقت اضافه بیشتر؛ شاید همین معادله ساده بتواند انگیزه‌ای باشد كه از جیب‌تان بیشتر مراقبت كنید و نگذارید پول‌های‌تان به راحتی خرج شوند. حتما شما هم بارها و بارها این سوال را از خود پرسیده‌اید كه چرا با وجود بالاتر رفتن رتبه كاری‌تان و بیشتر شدن درآمدتان هنوز زندگی‌تان مثل قبل می‌گذرد یا با وجود این‌كه در كنار شغل اصلی‌تان یك كار پاره وقت هم دارید، باز هم نیمه‌ ماه بی‌پول می‌شوید و برای پرداخت اقساط‌تان هم مشكل دارید. پاركینسون دلیل این مشكل را پیروی نكردن از معادله‌ بالا می‌داند. او در قانونش به‌گونه‌ای دیگر به این موضوع می‌پردازد و سعی می‌كند دلیل بی‌پولی همیشگی ما را توضیح دهد و به این سوال‌مان پاسخ دهد كه چرا با وجود بیشتر شدن درآمدمان هنوز هم پس‌اندازی نداریم و همان گرفتاری‌های قدیمی را برای گذراندن زندگی‌مان داریم. براساس این قانون، مهم نیست شما چقدر پول در می‌آورید، زیرا تمام پولی كه در می‌آورید و حتی كمی بیشتر از آن را خرج می‌كنید. قانون پاركینسون می‌گوید، هزینه‌های مردم درست هم‌پایه درآمدشان بالا می‌رود و هرچه افراد بیشتر پول دربیاورند، هزینه‌های‌شان هم بیشتر می‌شود. برای درك كردن این قانون نیازی به مثال‌های عجیب و غریب نداریم. اگر شما به آدم‌های دوروبرتان نگاه كنید، می‌بینید كه اغلب آدم‌ها این روزها چند برابر حقوقی كه برای نخستین بار گرفته‌اند درآمد دارند اما باز هم برای جمع كردن دخل و خرج‌شان، به ریال ریال آن پول احتیاج دارند و با وجود افزایش درآمد، نمی‌توانند پس‌اندازی داشته باشند. از نظر این قانون مهم نیست كه چقدر پول درمی‌آورید بلكه نكته این‌جاست كه هیچ وقت پول لازم برای زندگی به آن شكلی كه دوست دارید را ندارید. با وجود ارتقای شغلی و افزایش درآمد، شما به زحمت می‌توانید تغییر درآمدتان را در تغییر سبك زندگی‌تان مشاهده كنید. 

حتی اگر اضافه كاری بیشتری بمانید یا حقوق بیشتری دریافت كنید، باز هم روز سی‌ام ماه را به سختی و به انتظار حقوقی كه فردا می‌گیرید، می‌گذرانید.


پول پول می‌آورد...

اگر خرج كردن شما آرام‌تر از درآمدتان افزایش یابد، می‌توانید كمی پس‌انداز داشته باشید. از نظر این قانون با كم كردن سرعت ولخرجی‌های‌تان می‌توانید وابستگی اقتصادی با كارتان را كمتر كنید و كمتر از اطراف‌‌تان به این درآمد ماهانه وابسته باشید. طبق این اصل اگر شما بتوانید با بالا رفتن درآمدتان، هزینه‌های رایج زندگی‌تان را زیاد بالا نبرید یا در واقع با سرعت كمتری آن‌ها را بیشتر كنید، خیلی زود می‌توانید سبك زندگی‌تان را ارتقا دهید و از طرف دیگر پول بیشتری هم به دست بیاورید. شاید بد نباشد چند ماهی این قانون را امتحان كنید و صرف‌نظر از این‌كه چقدر درآمدتان اضافه شده، هزینه‌های‌تان را در همان حد و حدود قبل نگه دارید و بعد از چند ماه تاثیرش را روی زندگی‌تان ببینید. این قانون همان حرف قدیمی پول پول می‌آورد را تایید می‌كند اما در شرایطی كه شما كمی برای خرج كردن آن پول مكث كنید و نگذارید حساب‌تان همیشه تا ریال آخر خرج شود. 

بهتر است برای استخدام كارمندان‌تان كمی محتاط‌تر باشید. قرار نیست همه كارها را بر دوش یك نفر بگذارید

چگونه صرفه جو باشید؟

اگر از این‌كه هیچ وقت پس‌اندازی برای روز مبادا ندارید خسته شده‌اید، بهتر است راه و رسم صرفه‌جویی را یاد بگیرید و در زمانی كوتاه به آنچه انتظار دارید برسید.

هدفمند پیش بروید: برای خودتان یك هدف مشخص كنید. این پول جمع شده را قرار است چطور خرج كنید؟ هر چه این هدف برای شما ارزشمندتر باشد، موفقیت شما در این صرفه‌جویی بیشتر خواهد شد. خرید ماشین، بزرگ‌تر‌كردن خانه، خرید دوربینی كه دوستش دارید، رفتن به یك سفر و... همگی می‌توانند هدف شما برای این پس‌انداز باشند.

حساب مخارج‌تان را داشته باشید: لیستی از تمام هزینه‌های‌تان تهیه كنید. برای این كار می‌توانید یك ماه تمام پول‌هایی را كه می‌پردازید روی كاغذ فهرست كنید و در پایان ماه ببینید كه چقدر پول خرج كرده‌اید و بیشترین و كمترین هزینه‌های شما برای چه چیزهایی بوده است. با این كار می‌توانید دور مخارج غیرضروری را خط بكشید و ببینید كه در شرایط عادی و با كمی صرفه‌جویی چقدر می‌توانید پس انداز كنید. 

واقع گرا باشید: شما قبل از هر كار باید شناختی از خود داشته باشید. درست است كه می‌خواهید پس‌انداز كنید و باید سبك زندگی‌تان را كمی تغییر دهید اما نباید غیرواقعی و احساسی در این مورد تصمیم بگیرید. اگر شما اهل اتوبوس‌سواری نیستید، هرگز به این فكر نكنید كه چطور با اتوبوس و مترو سواری می‌توانید پس انداز كنید. چنین تصمیم‌هایی را در شرایطی بگیرید كه بتوانید به آن عمل كنید.

زمان تعیین كنید: یك دوره را برای این مرحله از پس‌اندازتان درنظر بگیرید. برای مثال اگر شما به 3 میلیون پول احتیاج دارید یك برآورد زمانی هم برای جمع كردنش درنظر بگیرید. سعی كنید به این زمان پایبند باشید و حتی با وجود میل شدیدتان به خرید، در این دوره از پرداختن پول‌های اضافی صرف‌نظر كرده و سعی كنید هزینه‌ زندگی‌تان را تا آن‌جا كه می‌توانید پایین بیاورید.

عابربانك‌تان را فراموش كنید: یكی از دلایل پرخرجی شما می‌تواند همین كارت عابربانك‌تان باشد زیرا به محض ورود به یك مغازه و انتخاب یك كالای غیرضروری خیلی راحت كارت‌تان را بیرون می‌آورید و بدون توجه به هدف‌تان آن كالا را می‌خرید. شاید بد نباشد كه در این دوره
 صرفه‌جویی، مدتی عابربانك‌تان را با خود نبرید و تنها ابتدای هفته بودجه‌ای كه برای یك هفته‌تان درنظر گرفته‌اید را از آن بیرون بیاورید و سعی كنید تا پایان هفته به آن پول پایبند باشید. شما می‌توانید درصورت صرفه جویی بیشتر و تمام نكردن این بودجه، خودتان را با یك خرید كوچك یا غذای بیرون شاد كنید

پارکینسون نظرات جالب دیگری هم دارد :

زمانی که برای هر قلم از اقلام دستور جلسه صرف می شود با میزان اهمیت یا مبلغ آن اقلام رابطه معکوس دارد” یعنی مدیران در مورد هرچی که بیشتر بلدند ، بیشتر وقت گذاشته و بحث می کنند تا آنچه که بلد نیستند!
مدیران علاقه دارند تا افراد تحت سرپرستی خود را چند برابر کنند” یعنی مبادرت به استخدام نیروهای غیر ضروری و تشدید بروکراسی
البته شاید این حالت به دلیل عقده حقارت و خود کم بینی باشد . فردی که با دو خصوصیت بی کفایتی و حسادت وارد یک سلسله مراتب می شود ، چون کیفیت کارش درجه دو است ، مرئوسان درجه سه استخدام می کند! چنین سازمانی برای بهتر شدن تلاش نمی کند و چون تقریبا هیچ کاری هم نمی کند ، لذا سریع به هدفهای از پیش تعیین شده می رسد و مورد تشویق هم قرار می گیرد.
خواهش می کنم یک بار دیگر به مفهوم قوانین پارکینسون دقیق شوید و اگر نظری دارید با مثالی همراه کنید تا بحت بیشتر پخته شود.


برچسب‌ها: قانون, پارکینسون, مدیریت, انگلیسی, مقاله
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم مرداد 1393ساعت 20:2 توسط شهروز صبوری |


برچسب‌ها: سالروز, ورود, آزادگان, کشور, گرامی باد
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم مرداد 1393ساعت 20:6 توسط شهروز صبوری |

bil geits258

هیچ رازی در کار من وجود ندارد ...
خیلی ساده ؛ من طرحم را به 1200 نفر نشان دادم ،
نهصد نفرشان قاطعانه گفتند : نه!
و سیصد نفر به آن توجه کردند ،
هشتاد و پنج نفرشان نظر مثبتی داشتند ولی در عمل هیچ کاری نکردند ،
سی نفر از آنان طرح را جدی گرفتند،
و یازده نفرشان با سرمایه گذاری در طرح من را مولتی میلیاردر کردند ...


برچسب‌ها: بیل گیتس, راز, سخن, سرمایه گذاری, موفقیت
+ نوشته شده در شنبه بیست و پنجم مرداد 1393ساعت 11:58 توسط شهروز صبوری |

غروب امروز هماهنگ كردم كه براي ديدن يكي از دوستانم به خانه شان بروم. قرار شد شام را من بگيرم. براي همين به رستوران رفتم و سفارش غذا دادم. در حالي كه رستوران خلوت بود و خيلي هم مشتري تلفني نداشتند آماده شدن اين سفارش خيلي طول كشيد و هنوز خبري نبود بيشتر از نيم ساعت!
جالب اينجا بود كه متوجه شدم سفارش من را فراموش كردند. به هر حال وقتي كه سفارش آماده شد پيش خانمي كه مسئول سفارش و پيگيري بود رفتم و گفتم: «ببخشيد من دفعه بعد هم، همين قدر معطل خواهم شد.»
خيلي حق به جانب گفت: «بله، همين قدر معطل خواهيد شد.»
فكر مي كنم اشتباه مي‌كرد. دفعه بعدي وجود نخواهد داشت.


برچسب‌ها: حکایت, رستوران, شام, غذا
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم مرداد 1393ساعت 19:40 توسط شهروز صبوری |

اینم در واپسین زمانهای انتخاب رشته :

در کنکور امسال هرچند همه داوطلبان می‌دانند مجاز به انتخاب حداکثر 150 کد رشته محل هستند، اما اینکه این 150 کد رشته باید از کدام قسمت دفترچه انتخاب شود، برای برخی از آنها محل پرسش است؟

دکتر توکلی مشاور عالی سازمان سنجش آموزش کشور در پاسخ به این پرسش در مورد داوطلبانی که در آزمون ثبت‌نام کرده و در جلسه حاضر بودند و براساس مندرجات کارنامه نتیجه اولیه آزمون مجاز به انتخاب رشته شده‌اند، گفت: داوطلبان در ابتدا باید ضوابط پذیرش دانشجو در سال تحصیلی 93-94 مندرج در دفترچه راهنما و بخش اول دفترچه راهنما که در مورد رشته‌های تحصیلی با آزمون است و همچنین در صورت تمایل به انتخاب کد رشته محل‌های بخش دوم (رشته‌هایی که براساس سوابق تحصیلی) باشند، را به دقت مطالعه کنند.

وی تاکید کرد: بنابراین داوطلبانی که در آزمون ثبت‌نام کرده و در جلسه حضور داشته‌اند، می‌توانند حداکثر 150 کدرشته محل از هر دو قسمت دفترچه انتخاب کرده و تا پایان روز چهارشنبه 22 مردادماه با مراجعه به سایت سازمان سنجش کشور به نشانی sanjesh.org نسبت به ثبت آنها اقدام کنند.

مشاور عالی سازمان سنجش در ادامه در مورد شیوه دوم پذیرش دانشجو که براساس سوابق تحصیلی است، توضیح داد: داوطلبانی که در کنکور سراسری 93 ثبت‌نام نکرده و در جلسه آزمون حضور نداشتند، باید 150 کدرشته محل را فقط از بخش دوم دفترچه که مختص سوابق تحصیلی است انتخاب کنند.

توکلی با بیان اینکه دو دسته از این داوطلبان می‌توانند از قسمت دوم دفترچه انتخاب رشته کنند، گفت: دسته اول داوطلبانی که در آزمون ثبت‌نام کرده و در جلسه حاضر بودند. دسته دوم داوطلبانی که در آزمون ثبت‌نام نکرده و در جلسه حاضر نبودند.

مشاور عالی سازمان سنجش گفت: به داوطلبانی که تاکنون انتخاب رشته خود را انجام نداده‌اند توصیه می‌شود در مهلت باقیمانده با دریافت دفترچه راهنمای انتخاب رشته و مطالعه دقیق آن و همچنین مطالعه گزارش‌های منتشر شده در پیک سنجش در مورد نمره کل سازی ضوابط سهمیه‌بندی، بومی‌سازی، مبادرت کنند و با استفاده از اطلاعات مندرج در ویژه‌نامه انتخاب رشته و نرم‌افزاری که روی سایت سازمان سنجش قرار دارد، نسبت به انتخاب رشته اقدام کنند.


برچسب‌ها: مشاور, سازمان سنجش, کنکور, انتخاب رشته, داوطلبان
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم مرداد 1393ساعت 12:19 توسط شهروز صبوری |

در زمان جنگ دوم جهاني در روسيه ايده‌اي به ذهن فرماندهان روسي براي نابود كردن تانك‌هاي آلماني رسيده بود به اين شكل كه به بدن سگهاي آموزش ديده مواد منفجره مي‌بستند كه زير تانك‌هاي آلماني بروند و در زمان قرار گرفتن سگ زير تانك چاشني عمل كرده و تانك منفجر شود. در ظاهر امر ايده خيلي خوب و عالي به نظر مي‌رسيد اما در ميدان واقعي جنگ، سگ‌ها به جاي تانك‌هاي آلماني به زير تانك‌هاي روسي رفتند و آنها را منفجر كردند!
فكر مي كنيد چرا؟ به اين دليل كه تانك هاي آلماني بنزيني شده بودند ولي تانكهاي روسي گازوئيلي بودند و سگها هم با تانك هاي روسي گازوئيلي آموزش ديده بودند. نقطه قوت سگ‌ها حس شامه آنها بود به همين دليل آنها طبق آموزشي كه ديده بودند تانكهاي گازوئيلي روسي را هدف قرار مي‌دادند.

در تبیین حکایت فوق باید گفت همیشه نقاط قوت و ضعف خود را به طور دقیق و درست تحلیل نمایید شاید مسائلی را که نقطه قوت خود میدانید برعکس نقطه ضعف شما باشند و همینطور نقاط ضعفی که در موقعیتی به بهترین و قویترین خصوصیت شما بدل گردند.

نقل از راهکار مدیریت


برچسب‌ها: حکایت مدیریتی, نقطه قوت, نقطه ضعف, تانک, راهکار مدیریت
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم مرداد 1393ساعت 12:29 توسط شهروز صبوری |

مطالب قدیمی‌تر